النسفي (مترجم: مجهول)

790

مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى)

وَ إِذْ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ يا أَهْلَ يَثْرِبَ لا مُقامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا و چون گفتند گروهى از ايشان ، كه اى مدنيان « 1 » ؛ جاى بودن نيستتان به لشكرگاه ، به « 2 » شهر بازگرديت از اين جايگاه . وَ يَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ و دستورى مىخواستند گروهى « 3 » از ايشان از پيامبر به بازگشتن ، يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ و مىگفتند [ كه ] خانه‌هاى ما پست و گشاده است و بر وى خطر است از دشمن ، وَ ما هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِراراً و نه چنان است كه مىگويند و نمىخواهند مگر گريختن . ( 13 ) وَ لَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِمْ مِنْ أَقْطارِها و اگر درآيند دشمنان به مدينه از كرانه‌هاى وى ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لَآتَوْها و ازين منافقان اظهار كفر خواهند پيش از رسيدن به خانه‌هاى وى ؛ زود اجابت كنند ، وَ ما تَلَبَّثُوا بِها إِلَّا يَسِيراً و جز اندكى درنگ نكنند . و قيل و اگر كافر شوند ، در مدينه جز اندكى نمانند ، بلك همه هلاك كرده شوند . ( 14 ) وَ لَقَدْ كانُوا عاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ و عهد كرده بودند با خداى تعالى پيش از آن لا يُوَلُّونَ الْأَدْبارَ كه به هزيمت برنگردند از دشمنان ؛ وَ كانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْؤُلًا و عهدى كه با خداى تعالى كرده شد ، از وى سؤال آيد چون خلاف به جاى آورده شد « 4 » . ( 15 ) قُلْ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْفِرارُ إِنْ فَرَرْتُمْ مِنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ بگو يا محمد سود نداردتان گريختن ، اگر گريزيت از مرگ يا كشتن ؛ وَ إِذاً لا تُمَتَّعُونَ إِلَّا قَلِيلًا و برخوردارى داده نشويت مگر اندكى ، چون مرگ راست از شما هر يكى . ( 16 ) قُلْ مَنْ ذَا الَّذِي يَعْصِمُكُمْ مِنَ اللَّهِ إِنْ أَرادَ بِكُمْ سُوءاً بگو يا محمد كه نگه داردتان از خداى تعالى اگر خواهد رسانيدن‌تان نكبتى أَوْ أَرادَ بِكُمْ رَحْمَةً و كى بازدارد خداى تعالى را اگر خواهد رسانيدتان نعمتى ؟ وَ لا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً و نيابند مر خويشتن را به جز خداى تعالى به خويشتن پذيرنده و دهندهء نصرتى . ( 17 )

--> ( 1 ) - اصل : اى مؤمنان . ( 2 ) - ن : چه به . ( 3 ) - اصل : گروه . ( 4 ) - ن : شود .