النسفي (مترجم: مجهول)
719
مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى)
ربى غنى كريم و هر كه ناسپاسى كند پروردگار من بى نياز است و كريمى صفت وى است . ( 40 ) قال نكروا لها عرشها ننظر أتهتدى أم تكون من الذين لايهتدون گفت بگردانيت از بهروى تخت وى را 1 تا ببينيم كه مىداند 2 ، يا بود از آنك در نادانى ماند . ( 41 ) فلما جاءت قيل أهكذا عرشك چون آمد گفتندش ! چنين است تخت تو بهيأت ، قالت كأنه هو گفت گويى وى ويستى به حقيقت ؛ وأوتينا العلم من قبلها وداده شديم علم خداشناسى پيش از صحبت سليمان وكنا مسلمين وبوديم پيش از اين گروندگان . ( 42 ) وصدها ما كانت تعبد من دون الله وباز مى داشتش عبادت جز خداى تعالى يعنى پرستيدن آفتاب از پرستيدن پروردگار 3 ، إنها كانت من قوم كافرين چه وى بود از گروه كفار . ( 43 ) قيل لها ادخلى الصرح گفتندش به كوشك اندر آ و آن را آبگينه بود تابان ، فلما رأته حسبته لجة چون ديدش پنداشتش آبى كلان ؛ وكشفت عن ساقيها وگشاده كرد دوساق خويش ، تا درآيد به وثاق خويش قال إنه صرح ممرم من قوارير گفت اين كوشك از آبگينه هاتس نغز كرده ، ولغزلغز كرده ؛ قالت رب إنى ظلمت نفسى گفت اى پروردگار من تا اكنون برخويشتن 4 ستم كردم به كفر و طغيان ، وأسلمت مع سليمان لله رب العالمين واكنون گرويدم با سليمان به پروردگار عالميان . ( 44 ) ولقد أرسلنا إلى ثمود أخاهم صالحا وفرستاديم به سوى 5 ثموديان هم نسب ايشان صالح پيامبر را ، أن اعبدواالله كه بپرستيت خداوند اكبر را ؛ فإذاهم فريقان
--> 1 - ن : ورا . 2 - تا ببينم كه داند . 3 - ن وت : از عبادت آفريدگار . 4 - ن : بر تن خويش . 5 - ن : سوى .