النسفي (مترجم: مجهول)
14
مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى)
وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ و گفتيم يا آدم بباش تو و جفت تو حوا ، در اين بهشت زيبا وَ كُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما و بخوريت از وى خوش و بسيار ، بىرنج و بىشمار ؛ هر چه خواهيت ، و هر كجا خواهيت وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ و گرد اين درخت مگرديت ، يعنى از ميوهء وى مخوريت . و آن درخت گندم بود يا انگور ، يا حنظل يا كافور ؛ يا خرما يا انجير ، و جز اين [ نيز ] آمده است از اهل تفسير فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ چه بر تن خويش ستمكار شويت ، و به حقّ خويش زيان كار شويت . ( 35 ) فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها به زلت آوردشان ابليس ، به وسوسه و تلبيس فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فِيهِ سبب شد بيرون آمدن ايشان را از بهشت ، و از حال خوب به سرى « 1 » حال زشت وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ و گفتيم فرورويت از بهشت به دنيا ، و هر يكى از شما دشمن هر يكى يعنى آدم و حوا ، و ابليس و مار : آدمى ديو را نفرين مىكند ، و ديو مر آدمى را بدى تلقين مىكند ؛ و مار آدمى را مىگزد ، و آدمى مار را مىكشد وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ و مر « 2 » شما را در زمين جاى قرارى ، و روزگذارى تا روزگارى ، و آن روز قيامت است به حقّ همگان ، و مرگست به حق يگانيگان . ( 36 ) فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ پس گرفت آدم از خداى خويش كلماتى ، يعنى ذكرى و دعواتى ، و ظاهرتر اين است [ كه گفت ] رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ « 3 » فَتابَ عَلَيْهِ وى اين گفت ، و خداى تعالى توبهء وى پذيرفت « 4 » إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ چه وى است توبهدهنده و پذيرنده ،
--> ( 1 ) - ن و ت : بسوى . ( 2 ) - ن : « مر » ندارد . ( 3 ) - سورة الاعراف ( 7 ) آيهء 23 . ( 4 ) - ن : پذرفت .