النسفي (مترجم: مجهول)

مقدمه و پيشگفتار 30

مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى)

ka - cto did keizisni yazdan kart چون كسى را ديدى كه لعن بر يزدان كرد . . . amah eton esnutku ما چنين شنيديم كه . . . « 1 » گرچه فعل رفتن و بودن متعدى نيست ، ليكن اين روش از فعل متعدى پهلوى ، به فعل لازم درى نيز سرايت كرده است . استعمال « مى » گاهى « مى » قبل از اجزاء فعل مركب قرار مىگيرد : اگر مشركان مكه مى كافر شوند به وى . ( سورهء 6 / آيهء 89 ) . و ليكن منافقان نمىبرافتند بر حكمتهاى اينها . ( سورهء 63 / آيهء 7 ) . و گاهى هم « مى » بين اجزاء فعل مركب واقع مىشود ، ( كه اين طرز استعمال در اين كتاب بيشتر از نوع اول است ) : أ به پند من پند نمىگيريت و در حال بتان نمىنگريت ؟ ( سورهء 6 / آيهء 80 ) . آنها كه مردمان را از دين خداى تعالى بازمىداشتند . ( سورهء 11 / آيهء 19 ) . البته « مى » در فعل بسيط نيز فراوان به چشم مىخورد : مىرمد دل‌هاى ناگروندگان . ( سورهء 39 / آيهء 45 ) . و اينها در خانه‌هاى ايشان مىروند . ( سورهء 32 / آيهء 26 ) . مفعول مطلق چون جنبانيده شود زمين جنبانيدنى . ( سورهء 56 / آيهء 4 ) . و ريزه كرده شود كوهها ريزه كردنى . ( سورهء 56 / آيهء 5 ) . و گردن بردند گردن بردنى بزرگ به ناگرويدن . ( سورهء 25 / آيهء 21 ) . انواع ( ى ) : 1 - شرطى : و اگر شرك آوردندى حبطه شدى آنچه مىكردند از طاعت فراوان خويش ( سورهء 6 / آيهء 88 ) .

--> ( 1 ) - رجوع شود به دستور فارسى ميانه ، تأليف و . س . راستار گويوا ، ص 150 و 151 ، چاپ بنياد فرهنگ .