الشيخ الطبرسي (مترجم: شادمهرى)
18
تفسير جوامع الجامع (فارسى)
و همانند از خود به من توفيق داده است . بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ ؛ امّا بيشتر آنها آنچه را كه مىگويند و اين كه اين اقرار آنها دلالت بر بطلان شرك و صحّت توحيد مىكند درك نمىكنند . وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ ؛ در اين فراز از آيهء شريفه اشاره به تحقير و پستى دنيا و امور آن است ، يعنى همانطور كه مدّت بازى كودكان ساعتى بيش نيست و پس از آن متفرّق مىشوند ، گويا دنيا هم بازيچهاى است كه ساعتى بيش طول نمىكشد و با همان سرعت زوال مىيابد و بازى كنندگان كه اهل دنيا هستند متفرّق و نابود مىشوند . وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ ؛ در سراى آخرت تنها زندگانى دائمى است كه هيچ ناگوارى و كدورتى همراه آن نيست ، و گويا سرشت آن زندگى خالص است . لفظ « حيوان » مصدر حيى است و اصل آن حييان بوده و حرف ( ياء ) دوّم به « واو » تبديل شده است و بدين سبب هر موجودى را كه داراى زندگانى است حيوان نامند . لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ ؛ اگر آگاه بودند زندگى دنيا در آنها تأثيرى نمىكرد و از راه حقّ منحرف نمىشدند . فَإِذا رَكِبُوا ؛ اين عبارت به جملهء محذوفى كه شرح حال كافران ، بر آن دلالت دارد ، متّصل شده است و مقصود اين است كه كافران ، با آن شرك و كفر و عنادى كه دارند ، هر گاه بر كشتى سوار و با خطر روبرو شوند خدا را مىخوانند مانند مؤمنانى كه در دين خدا خالصند و جز به خدا به چيزى ديگرى توجّهى ندارند و معبود ديگرى را با او نمىخوانند و تنها از او كمك مىخواهند ، امّا زمانى كه ما آنها را به ساحل نجات و خشكى آورديم و نجات داديم و از خطر ايمن شدند دو مرتبه به حالت اوليهء شرك خود باز مىگردند . لِيَكْفُرُوا بِما آتَيْناهُمْ وَ لِيَتَمَتَّعُوا ؛ عبارت « ليكفروا و ليتمتّعوا » با كسر هر دو ( لام ) خوانده شده است و در اين صورت دو احتمال است : يك احتمال آن كه « لام » در هر