الشيخ الطبرسي (مترجم: شادمهرى)

14

تفسير جوامع الجامع (فارسى)

امتحان و آزمايش كنند . بعضى گفته‌اند ابو جهل و يارانش اين سؤال را از رسول اكرم پرسيدند . وَ آتَيْناهُ ، براى تمام مقاصد و اغراضى كه او ، در سلطنت و پادشاهىاش اراده كرده بود ، راه و روشى كه وى را به مقصدش راهنمايى كند در اختيارش گذارديم ، پس اراده كرد به مغرب رود ، راهى را در پيش گرفت ، كه او را به آن جا رساند ، همچنين هنگامى كه خواست به سوى مشرق برود راه ( ديگرى ) را گرفت تا به آن سوى رسيد و وقتى كه اراده كرد به دو سدّ برسد نيز راهش را گرفت . فَأَتْبَعَ سَبَباً ، فاتّبع با همزهء وصل و باب افتعال نيز قرائت شده است . ( معنايى كه در بالا ذكر شد بنا بر قرائت باب افتعال بود ، امّا بنا بر باب افعال كه مشهور است معنايش اين است : ذو القرنين : كار خود را در پيروى از راهى قرار داد كه برايش معيّن شده بود ، يا آنچه را كه بر او بود در پى آن راه قرار داد . حَمِئَةٍ داغ از حمئت البئر : دود ، و گرما ، چاه را فرا گرفت . ذو القرنين در نزديك چشمه ، مردمى را يافت كه كافر بودند و خداوند او را مخيّر كرد كه اگر بخواهد مىتواند آنها را به قتل رساند و اگر بخواهد مىتواند آنان را به اسلام و توحيد دعوت كند ، او نيز دعوت به اسلام و دلجويى از آنها را برگزيد . پس گفت : كسانى را كه دعوت به حق مىكنم و باز هم بر ستمكارى بزرگ كه همان كفر است اصرار دارند اين گروه ، در دنيا و آخرت معذّبند . وَ أَمَّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ، كسى كه ايمان بياورد و كار نيك انجام دهد برايش پاداش نيكى است . « جزاء » با ضمه و با تنوين نصب نيز خوانده شده در قرائت ضمّه تقدير : جزاء الفعلة الحسنى است يعنى پاداش كار نيك و در قرائت تنوين نصب تقدير فله المثوبة الحسن جزاء مىباشد يعنى در حالى كه ثواب نيكو به او داده مىشود ، جزاء به معناى مجزيّة مصدرى است كه به جاى حال قرار گرفته است . مِنْ أَمْرِنا يُسْراً ، مراد اين كه ما او را به كارى سخت و دشوار امر نمىكنيم بلكه به