الشيخ الطبرسي (مترجم: شادمهرى)

16

تفسير جوامع الجامع (فارسى)

و حكمش توقيفى است ، مثلا گفته مىشود : « الف ، لام ، ميم » ، چنان كه گفته مىشود ؛ واحد اثنان ، ثلاثة ، پس هر گاه بعد عاملى واقع شوند اعراب مىپذيرند : لذا گفته شده ؛ هذه الف ، و كتبت لاما ، و نظرت إلى ميم و شاعرى گفته است : اذا اجتمعوا على الف و ياء * و واو هاج بينهم جدال « 1 » [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 2 ] ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ ( 2 ) ترجمه اين كتاب با عظمتى است كه شك در آن راه ندارد و مايهء هدايت پرهيزكاران است . ( 2 ) تفسير : اگر « الم » اسم سوره باشد ، چند وجه در آن وجود دارد : 1 - اين كه « الم » مبتداى اوّل ، و « ذلك » مبتداى ثانى و « كتاب » خبرش و جملهء ذلك الكتاب خبر براى مبتداى اوّل باشد ، پس معنى آيه اين است كه اين كتاب تنها كتاب كاملى است كه سزاوار است ، كتاب ناميده شود . گويا ساير كتب در مقايسه با آن ناقص است چنان كه مىگويى ، « هو الرجل » يعنى فلانى مرد است معنايش اين است كه در مقايسه با ديگر مردان ، مردانگى او كامل است . 2 - ممكن است « كتاب » صفت باشد ، كه در اين صورت معناى آيه چنين مىشود : اين كتاب ، همان كتاب موعود است . 3 - احتمال مىرود تقديرش « هذه الم » باشد كه اين خود يك جمله و

--> ( 1 ) - هر گاه « الف » و « يا » و « واو » در يك كلمه جمع شده باشند بينشان نزاع رخ مىدهد . شايد مقصود شاعر اشاره به قانون « ابدال » باشد و آن چنان است كه هر گاه بعد از « الف » ، « واو » و « يا » واقع شود با سه شرط « واو » و « يا » تبديل به همزه مىشود و آن شروط عبارتند از : 1 - « واو » و « يا » هر يك در آخر كلمه واقع شوند . 2 - بعد از « الف » واقع شوند . 3 - بعد از « الف زايد » واقع شوند مانند « كساء » و « رداء » كه در اصل « كساو » و « رداى » بوده‌اند . - م .