الشيخ الطبرسي (مترجم: شادمهرى)

7

تفسير جوامع الجامع (فارسى)

نقيض « حمد » ، « ذمّ » است و نقيض ، « شكر » ، « كفران » مىباشد . در إعراب « الحمد » از نصب كه در كلام عرب اصالت دارد بر اين اساس كه « حمد » از مصادرى است كه به فعل مقدر منصوب مىشود مانند ، « شكرا » و « عجبا » و نظاير اينها [ كه مفعول مطلق و منصوبند به فعل « اشكر » و « عجبت » مقدّر ] عدول شده به رفع ، بنا بر مبتدا بودن ، تا بر ثبات و استقرار معناى « حمد » دلالت كند ، نه بر تجدّد و حدوث آن چنان كه نصب « حمد » در جملهء أحمد اللَّه حمدا دلالت بر حدوث معناى آن دارد . و معناى « حمد » اين است كه مدح نيكو و ستايش كامل و فراوان از آن معبودى است كه موجودات را آفريده و نعمتهاى بزرگ را به آنها ارزانى داشته است . « ربّ » به معناى « آقا » و « مالك » است و به همين معناست كلمهء « ربّ » در كلام صفوان كه به ابو سفيان گفت : لان يربنى رجل من قريش احب الى من ان يربنى من هوازن يعنى اگر مردى از قريش مالك و مولاى من باشد ، نزد من محبوبتر است تا مردى از هوازن باشد . و نيز گفته مىشود : ربه يربه فهو رب و كلمهء « ربّ » جز بر خداى يكتا اطلاق نمىشود ، مگر اين كه مقيّد باشد . [ به قيدى ، مثل اين كه مضاف واقع شده باشد ] مانند ؛ ربّ الدّار يعنى صاحب منزل ، و ربّ الضيعة يعنى صاحب ملك . « عالم » اسم است براى صاحبان علم از قبيل فرشتگان و جنّ و انس . و گفته شده « عالم » اسم است براى جواهر و اعراض و اجسامى كه بدانها صانع شناخته مىشود . « عالم » گرچه اسم است نه صفت ولى چون دلالت بر معناى علم دارد با واو نون [ عالمون ] نيز جمع بسته شده است تا ، شامل آنچه كه « عالم » ناميده مىشود ، بشود . [ مانند عالم حيوانات و غيره ] . [ سوره الفاتحة ( 1 ) : آيه 3 ] الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ( 3 ) ترجمه معناى اين آيه پيش از اين گذشت . ( 3 )