الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
94
تفسير مجمع البيان (فارسى)
بين قبيله خوشحال و مسرورند . التربه : حاجتمند سخت و تهيدست بيچاره است بنا بر گفته عرب كه ميگويد ( ترب الرجل ) زمانى كه فقير و نيازمند شد يعنى خاكنشين شد . تفسير : ( لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ ) مفسّرين تمامى اجماع و اتفاق كردهاند بر اينكه اين سوگند ببلد حرام و آن مكّه معظّمه است و در سوره قيامه بيان لا أُقْسِمُ گذشت . ( وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ ) يعنى و تو اى محمّد مقيم و ساكن بمكّه هستى و آن محلّ تو است و اين تنبيه و اعلام است بر اينكه شرافت بلد بشرافت آنست كه به آن مقيم است ( پيامبرى كه دعوت كننده بسوى توحيد پروردگار و اخلاص بندگى اوست ) و بيان اينست كه احترام و بزرگداشت مكّه براى اوست و خدا سوگند بمكّه خورده براى خاطر ( پس شرافت مكه بواسطه ) آن حضرت است و براى اينست كه آن حضرت در آن سكونت و اقامت دارد ، چنانچه مدينه را طيّبه ناميد براى اينكه آن شهر بحيات و ممات آن حضرت پاك شد . ابن عبّاس و مجاهد و قتاده و عطاء گويند : يعنى و تو محل هستى در اين بلد و آن ضد محرم است ، و مقصود اينست كه براى تو حلال است كشتن هر كس از كفّار را كه در آن ببينى و اين هنگامى بود كه مأمور شد در فتح مكّه بكشتن كفّار قريش ، پس خداوند براى آن حضرت حلال كرد تا اينكه مقاتله كرد و كشت و البته آن بزرگوار صلّى اللَّه عليه و آله فرمود حلال نيست براى احدى قبل از من و حلال نيست براى احدى بعد از من و حلال هم نشد قتال با كفّار براى من در اين بلد مگر يك ساعت از روز ، و اين وعدهاى