الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
68
تفسير مجمع البيان (فارسى)
بودند . و در باره ارم بنا بر اقوالى اختلاف كردهاند ، 1 - اينكه آن اسم براى قبيلهاى باشد ، ابو عبيده گويد : آنها دو عاد بودند ، عاد اوّل آن ارم و آن همانست كه خداوند تعالى در باره آنها فرمود ( وَ أَنَّهُ أَهْلَكَ عاداً الْأُولى ) محمد بن اسحاق گويد او جد عاد است و آن عاد بن حوص بن ارم بن سام ابن نوح ، و كلبى گويد : او سام بن نوح است كه عاد منسوب به اوست . مقاتل و قتاده گويند : ارم قبيلهاى از قوم عاد بودند در ميان ايشان پادشاهى بود و آنها بسيار زبر دست و قوى بودند و عاد پدر آنها بود . 2 - ابى سعيد مقيرى و سعيد بن مسيب و عكرمه گويند : ارم نام شهرى است و گفته شد آن مشتق است ، محمد بن كعب قرظى گويد : آن شهر اسكندريّه است . و بعضى گفتهاند آن شهريست كه شدّاد بن عاد بنا كرد ، پس چون آن را تمام كرد و خواست داخل شود خداوند او را بصيحهاى كه از آسمان فرود آمد هلاك نمود . 3 - جبائى گويد : آن نه قبيله است و به شهر است ، بلكه آن لقب عاد است و به اين لقب معروف بود ، و از حسن روايت شده كه او بعاد ارم باضافه ميخواند . و بعضى هم گفتهاند : كه آن اسم عاد ديگر بوده و براى او دو اسم بوده است ، و كسى كه آن را بلد و شهر گفته ، تقديرش در آيه اينست بعاد صاحب ارم . ابن عبّاس گويد : قول خدا ، ذاتِ الْعِمادِ ، يعنى ايشان در بهار