الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

57

تفسير مجمع البيان (فارسى)

پس مصدر بمفعول به اضافه شود چنانچه در قرائت اوّل اضافه شد و فاعل ذكر نشد ، چنانچه ذكر نشد در مثل قول خداى تعالى ( مِنْ دُعاءِ الْخَيْرِ ) معنى در هر دو قرائت يكسان بود ، و مراد از احد فرشتگان هستند كه متولّى و متصدّى عذاب اهل آتش هستند ، و اين مانند قول خدا ، يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلى وُجُوهِهِمْ ، روزى كه در آتش بر صورتشان شنا ميكنند و قول خدا ، إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُوا الْمَلائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ و اگر به بينى زمانى كه فرشتگان كافرها را ميزنند صورتها و پشتهاى ايشان را و قول خدا ، ( لَهُمْ مَقامِعُ مِنْ حَدِيدٍ ) براى ايشانست عمودها و گرزهاى آهنين شبهه‌اى نيست كه اين قول اولى است ، و فاعل اين فرشتگانند . گويد و دليل قول كسى كه يسرى با ياء گفته در حال وصل و يا وقف اين است كه فعل در حال وقف حذف از او نميشود ، چنانچه از اسماء حذف مىشود مثل قاض و غاز پس مىگويى : هو يقضى و انا اقضى پس ياء ثابت ميماند و حذف نميشود چنانچه از اسم حذف مىشود مثل هذا قاض و اثبات ياء در وقف بهتر از حذف نيست ، و اين براى اينست كه البته آن فاصله است ، و تمام آنچه در كلام حذف مىشود و آنچه در آن اختيار مىشود كه حذف نشود مانند القاضى بالف و لام هر گاه در قافيه و يا فاصله باشد حذف مىشود ، و اين حروف از نفيس‌ترين كلام است و قطعا حذف آن نيكو نيست چنانچه سائر حروف ثابت است و حذف نشود . پس قول در اينكه فاصله‌ها و قافيه‌ها در مواضع وقف و موضع و محل تغيير است ، پس چون وقف حروف صحيحه بسبب تضعيف و ساكن شدن و روم حركه تغيير مىكند اين حروف هم در آن تغيير مىكند به جهت