الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

342

تفسير مجمع البيان (فارسى)

مسجد الحرام شود در حالى كه در آن بتها نصب بودند ، پس فرمان داد كه آنها را بيرون افكندند ، پس صورت و تمثال ابراهيم و اسماعيل ( ع ) را بيرون آوردند و در دست آنها آلت فال گيرى بنام ازلام بود ، پس آن حضرت فرمود ، خدا بكشد مردم جاهليّت را كه چنين تهمتى زدند امّا به خدا قسم دانستند كه آن دو بزرگوار هرگز بازلام فال نزدند . « 1 »

--> ( 1 ) - ابن شهر آشوب از ابن عبّاس و سدى روايت كرده كه چون آيه مباركه ( إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ ) نازل شد رسول خدا ( ص ) فرمود اى كاش ميدانستم چه وقت مرگ من خواهد بود ، پس سوره نصر نازل شد ، پس بعد از نزول آن پيغمبر ميان تكبير و قرائت سكوت كرده و ميگفت سبحان اللَّه و بحمده - استغفر اللَّه و اتوب اليه ، پس گفتند به آن حضرت سرّ اين ذكر چيست فرمود خبر مرگ مرا دادند آن گاه گريست گريه سختى پس گفتند يا رسول اللَّه ( ص ) آيا گريه ميكنى و حال آنكه گناهان گذشته و آينده تو را آمرزيد فرمود ، پس هول و ترس قيامت كجاست و تنگى قبر و تاريكى لحد در كجاست ، و قيامت و مواضع هولناك آن كجاست ، پس بعد از آن يك سال زنده ماند . على بن ابراهيم در تفسيرش در معناى سوره اذا جاء نصر اللَّه و الفتح گويد : اين سوره در سال حجه الوداع در منى به پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله نازل شد ، و چون آن سوره آمد فرمود ، به من خبر مرگم را دادند ، پس آمدند به مسجد خيف ( كه در منى نزديك جمره اولى است ) و مردم را جمع كردند و فرمودند خدا رحمت كند و يارى نمايد كسى را كه سخن مرا شنيده و ضبط نمايد و به هر كس نشنيده از من برساند ، پس چه بسا حامل فقهى كه فقيه و عالم نيست و چه بسا حامل فقه به كسى كه از او دانا تر است ، سه چيز است كه قلب و دل مسلم بر آن نميگردد : دنباله پاورقى صفحهء بعد