الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
296
تفسير مجمع البيان (فارسى)
احدى ببدى متعرّض ايشان شود ، زمانى كه از مكّه براى تجارت بيرون رفتند و حرم ( خدا ) بيابانى شوره زار و غير قابل زراعت بود ، و قريش در آنجا بوسيله تجارت زندگى ميكردند و براى ايشان دو مسافرت در هر سالى بود يك مسافرت در زمستان به يمن ميرفتند چون آنجا منطقه داغ و گرمسير بود نسبت بحجاز و مسافرتى در تابستان بشام ميرفتند كه بلادى سرد سير بود و اگر اين دو مسافرت و رحلت نبود امكان نداشت براى ايشان كه در حرم و مكّه اقامت نمايند و اگر امنيّت و ايمنى نداشتند قدرت بر تصرّف نداشتند ، پس چون اصحاب فيل قصد تخريب و ويرانى مكّه نمودند خداوند آنها را هلاك كرد تا قريش بتوانند با اين دو مسافرتشان كه معيشتشان بستگى به آن داشت و اقامتشان در مكّه انس و الفت بگيرند . و بعضى گفتهاند : كه هر دو اين مسافرت و رحلت بشام بوده و ليكن مسافرت زمستانى در دريا و ايله براى گرم شدن ، و مسافرت تابستانشان بسوى بصرى و اذرعات شام بود براى هوا خورى . و امّا قريش ، پس ايشان فرزندان نضر بن كنانه بودند ، پس هر كس از اولاد نضر باشد قرشى است و هر كس كه منسوب بنضر نباشد قرشى نيست ، و در وجه و جهت ناميدن ايشان به اين اسم اختلاف شده . پس بعضى گفتهاند : براى تجارت مال جمع كردنشان آنها را قريش ناميدهاند ، زيرا آنها اهل تجارت بودند نه اصحاب گاو و گوسفند و شير و ماست و نه اصحاب زراعت و كشاورزى ، و قرش مكسب محلّ كسب و كار و تجارت است ، گفته مىشود ( هو يقرش لعياله ) يعنى وى براى خانوادهاش كسب مىكند ، و ياد شده كه بابن عبّاس گفته شد ، چرا قريش را قريش ناميدند