الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

289

تفسير مجمع البيان (فارسى)

كه با ايشان سنگريزه‌هايى باشد آماده براى هلاك مردم معيّنى كه فقط هدفشان آنها باشد نه غير آنها پس ايشان ( بمباران ) كنند تا هلاك شوند و بطورى بر ايشان بزنند كه بر ديگرى از غير ايشان نخورد و كسى كه داراى خرد و عقل مختصرى باشد شك نميكند كه اين نميشود مگر از فعل خداى تعالى كه مسبب الاسباب و آسان كننده مشكلات است و براى هيچ كس نيست كه منكر اين معنى و موضوع شود كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله ، وقتى اين سوره را براى اهل مكّه خواند تكذيب نكردند بلكه اقرار كردند به آن و با حرص شديدى كه بر تكذيب آن حضرت داشتند ، و توجّه كامل بر ردّ او وى را تصديق نمودند ، براى آنكه آنها قريب العهد باصحاب فيل بودند پس اگر اين موضوع پيش ايشان حقيقت و اساسى نداشت ، هر آينه آن را انكار مينمودند ، و چطور حال اينكه ايشان آن را مبدء تاريخ قرار دادند چنانچه بناء كعبه و مرگ جناب قصى بن كعب و غير آن را مبدء تاريخ قرار دادند و شعراء بسيار قصه فيل را ياد كرده و بنظم آورده و راويان از آنها نقل كرده‌اند ، و از آنهاست ابيات اميه بن ابى الصلت كه گويد : انّ آيات ربّنا بيّنات * ما يمارى فيهنّ الّا الكفور بيگمان آيات پروردگار ما واضح و روشن است در آنها شك و ترديد نكنند مگر ناسپاسان . حبس الفيل بالمغمس حتّى * ظلّ يحبو كانّه معقور فيل‌ها در مغمس ( كه نام محلّى است در راه طائف ) محبوس و از رفتن بسوى مكّه باز ماندند مثل آنكه دست و پاى آنها را قطع كرده‌اند . عبد اللَّه بن عمرو بن مخزوم گويد :