الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

245

تفسير مجمع البيان (فارسى)

و هر آينه تو هر كارى را كه قصد كردى انجام ميدهى ولى غير تو قصد مىكند ولى انجام نميدهد ، اين بيت از زهير بن ابى سلمى است در قصيده‌اى كه در آن مدح كرده هرم بن سنان و شاهد آن كلمه نغرى و يغرى است كه ياء را در آن حذف نموده‌اند . لغات : القارعه : گرفتارى و ناراحتى چنان كه دل را از ترس بشدّت ميكوبد و القرع : زدن بشدّت اعتماد است ، قرع يقرع قرعا ، و از آنست مقرعه كوبه ، و تقارع القوم فى القتال هنگامى كه همديگر را بضرب شمشير ميزدند و القرعه مانند فال زدن است و قوارع الدهر ، بليّات و گرفتاريهاى روزگار است . الفراش ملخهايى است كه گسترده مىشود و بر يكديگر سوار ميشوند و آن غوغاء ملخ است ( از فراء ) . المبثوث : پراكنده در اطراف مثل اينكه حمل شده‌اند بر رفتن در آن جهات ، و البثّ : تفريق و پراكنده كردن است ، و البثه الحديث آن گاه كه به او حديث گويد مثل آنكه شخصا آن را پيش دو نفر قرار داده است . العهن : به معناى پشم گوناگون و رنگارنگ است ميگويند عهن و عهنه . عيشه راضيه : يعنى زندگى پسنديده فاعل به معناى مفعول است ، و بعضى گفته‌اند : يعنى صاحب خشنودى مثل قول ايشان فلان نابل يعنى صاحب نبل گويد : و غررتنى و زعمت انّك * لابن بالصّيف تامر و فريب دادى مرا و گمان كردم كه تو در تابستان صاحب شير و صاحب