الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
225
تفسير مجمع البيان (فارسى)
معادنى كه در درون آنست ، پس بر پشت خود مياندازد تا اهل موقف و محشر آنها را ببينند ، و فايده آن اينست كه گناهكاران وقتى آنها را ببينند حسرت ميخورند و افسوس زيرا ايشان معصيت كردند خدا را در آنها آن گاه آنها را گذاردند در حالى كه آنها بينياز نكند ايشان را از چيزى و نيز به آنها داغ كنند پيشانى و پهلو و پشت ايشان را . ( وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها ) يعنى انسان از روى تعجّب ميگويد چه شده كه زمين ميلرزد ، ابى مسلم گويد : يعنى چيست براى زمين ، اتفاق افتاده در آن چيزى كه شناخته نشده است . و بعضى گفتهاند : مقصود از اين انسان كافر است براى اينكه مؤمن معترف و مقرّ است به آن سؤال از زمين نميكند ، يعنى كافرى كه ايمان ببعث ندارد ، ميگويد چه چيز زمين را تكان داده و آن را به اين حالت رسانيده است . ( يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها ) در آن روز خبرهاى خود را ميدهد ، يعنى خبر ميدهد به آنچه بر آن عمل شده است ، و در حديث آمده كه پيغمبر ( ص ) فرمود ، آيا ميدانيد كه اخبار آن چيست ؟ گفتند خدا و پيامبرش داناست فرمود اخبار آن اينست كه شهادت ميدهد بر هر بنده و كنيز و هر مرد و زنى به آنچه در پشت آن انجام داده ميگويد فلانى فلان كار را در فلان روز از فلان ماه انجام داده ، اين است اخبار آن . و بنا بر اين ممكنست كه خداى تعالى در زمين ايجاد كلام كند و البتّه نسبت كلام به زمين داده مجازا و ممكنست كه آن را قلب بحيوانى كند كه قادر بر نطق و كلام باشد « 1 » و ممكنست كه ظاهر شود در آن چيزى كه قائم
--> ( 1 ) - ميگويم در عصر حاضر كه عصر فضا و اكتشافات است نيازى