الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

175

تفسير مجمع البيان (فارسى)

ديد ( 8 ) البتّه بسوى پروردگارتست بازگشت همه ( 9 ) آيا ميبينى آن كس ( ابو جهل ) را كه باز ميدارد بنده ( ما محمّد ص ) را آن دم كه نماز ميگذارد ( 10 ) آيا مىبينى اگر باشد آن بنده به راه راست ( 11 ) يا فرمان دهد ( مردم را ) به پرهيزگارى ( 12 ) آيا مىبينى اگر تكذيب كند ابو جهل و روى بگرداند ( وى را چه باشد ) ( 13 ) آيا ندانسته است به آنكه خدا مىبيند ( او را ) ( 14 ) نه چنانست بعزّتم سوگند اگر وى باز نايستد بيگمان بكشيم او را به موى پيشانى ( بدوزخ ) ( 15 ) موى پيشانى دروغگوى خطا كار ( 16 ) و بايد بخواند ابو جهل اهل مجلس خود را ( تا ياريش كنند ) ( 17 ) به زودى بخوانيم نگهبانان دوزخ را ( كه او را بدوزخ برند ) ( 18 ) نه چنانست ( كه ميگويد ) فرمان مبر او را ( 19 ) ( و خدا را ) سجده كن و نزديك شو . شرح لغات : العلق : جمع علقه و آن قطعه خشكى از خونى است كه براى رطوبتش بسته شده به آنچه به آن ميگذرد و هر گاه خشك شد علقه گفته نميشود ، و العلق يك قسمى از كرم سياه « بنام زالوست » كه ميچسبد بعضو و بشره بدن ، پس خون از آن مىمكد . و الرجعى : و الرجوع و المرجع يك معناست يعنى بازگشت . السفع : جذب و كشيدن سخت است گفته مىشود سفعت بالشيء آن دم كه او را گرفته و بكشد كشيدن سختى ، و سفعه النار و الشمس هر گاه كه چهره‌اش تغيير كند و به حال كباب و پختگى برسد ، و از آنست حديث ( ليصيبنّ اقواما سفع من النار ) هر آينه البتّه ميرسند مردمى بقسمتى كه از