الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
159
تفسير مجمع البيان (فارسى)
بود ، و صاحب كتاب نظم در تفسير اين آيه گويد : كه خداوند پيغمبرش را مبعوث نمود در حالى كه او تهيدست و فقير بود و قريش آن حضرت را بسبب اين ملامت ميكرد و سرزنش ميداد تا اينكه گفتند اگر هدف تو از اين ادّعا و دعوت ثروت و توانگرى است ما براى تو مالى جمع ميكنيم كه قوم او وى را براى فقرش تكذيب ميكنند ، پس خداوند سبحان به آن حضرت وعده توانگرى داد تا تسليت دهد او را از آنچه از غصّه و انديشه كه به آن حضرت هجوم نموده و او را ناراحت ساخته و فرمود ، فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً ، و تأويلش اين است كه آنچه ميگويند تو را محزون نكند ، تو از تهىدستان نيستى فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً در دنياى زودگذر ، سپس تنجيز و قطعى فرمود آنچه او را وعده فرموده بود ، پس از دنيا نرفت تا فتح شد بر او حجاز ، و بلاد مجاور عربيّه آن و تمام بلاد يمن ، پس آن حضرت آن قدر متمكّن شد كه مى بخشيد دويست شتر و عطا ميفرمود بخششهاى گرانقدر و مهيّا مىكرد براى خاندانش قوت و خوراك يك ساله آنها را . سپس شروع نمود فصل ديگرى را و فرمود ( إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً ) و دليل بر ابتدائيه آن عارى بودن آنست از فاء و واو و آن وعده براى همه مؤمنين است براى اينكه به اين قصد نموده كه قطعا براى با عسرت و شدّت و سختى در دنيا راحتى و آسايش در آخرت خواهد بود و چه بسا مىشود كه براى مؤمن دو يسر و توانگرى و آسايش جمع مىشود و آن چيزيست كه در آيه
--> ( يك عسر را ميان دو يسر قرار داده كه وقتى در پيرامون آن انديشه كردى خوشحال شو كه فرج و گشايش زود رس در مقابل خواهد بود .