الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

7

تفسير مجمع البيان (فارسى)

اينكه گاهى سبح و گاهى يسبّح فرموده آن اشاره بدوام تنزيه است در - گذشته و آينده . ( الْمَلِكِ ) يعنى : تواناى بر تصرّف چيزها . ( الْقُدُّوسِ ) يعنى : مستحق تعظيم و پاك از هر نقص . ( الْعَزِيزِ ) توانايى كه چيزى بر او محال و ممتنع نيست . ( الْحَكِيمِ ) داناى چنان كه هر چيز را بجاى خويش ميگذارد . جهان چون چشم و خال و خط و ابروست * كه هر چيزى بجاى خويش نيكوست عسل در باغ هست و غوره هم هست * زليخا هست و مريم كوره هم هست مجاهد و قتاده گويند : هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ يعنى : در ميان عرب حجاز كه مردمى بيسواد بودند نميخواندند و نمىنوشتند و پيامبرى بايشان مبعوث نشده بود . و بعضى گفته‌اند : يعنى اهل مكّه براى اينكه مكّه را ام القرى مينامند « 1 »

--> ( 1 ) مترجم گويد : اين قول حقى است ، زيرا اين قول ريشه‌اش بيانات صريح ائمه معصومين عليهم السلام مخصوصا حضرت جواد الأئمه عليه السلام است ، و مرحوم صدوق عليه الرحمه باسناد صحيح و معتبر خودش در كتاب معانى الاخبار ص 53 طبع قم 1379 در حديث 6 - از حضرت ابا - جعفر محمد بن على الرضا عليه السلام نقل كرده كه جعفر بن محمد راوى گويد گفتم : چرا اى پسر رسول خدا پيامبر را امّى ميگويند ، فرمود : مردم ( يعنى سنّىها ) چه ميگويند ، گفتم خيال ميكنند كه او سواد نوشتن نداشت براى اين امّى بيسواد به او ميگفتند ، حضرت فرمود : دروغ گفتند لعنت خدا بر آنها باد ، چگونه اينطور بوده و حال آنكه خدا ميفرمايد : هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي - الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ . . .