الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

16

تفسير مجمع البيان (فارسى)

لغت : الزعم : قوليست از گمان يا علم كه گاهى راست و مطابق با واقع و اكثرا مخالف با واقع است ، و براى همين از باب گمان و علم آمده و عمل آن را انجام ميدهد ، شاعرى گويد : فان تزعمينى كنت اجهل فيكم * فانى شريت الحلم بعدك با الجهل پس اگر تو خيال ميكنى كه من در ميان شما مجهول و ناشناخته‌ام پس من حلم و بردبارى را بعد از تو بجهل خريدارى نمودم ، شاهد در كلمه تزعمينى است كه به معناى گمان آمده است . الاولياء : جمع ولى و ولى : آنست كه شايسته و سزاوار باشد به يارى نمودن آنكه او را دوست و ولايت دارد در موقع حاجت . خدا ولىّ مؤمنين است بعلّت اينكه او متولّى نصرت و يارى ايشانست در موقع نياز ايشان و مؤمن ولى اللَّه است براى همين علّت ، و ممكن است كه مؤمن ولى خدا باشد براى اينكه مطيع خداست و قبول مىكند يارى خدا را موقع حاجت و نياز . جبائى و قاضى گويند : و التمنّى : آن گفته گوينده است چون ممكن است آنچه بخواهد نشود و ممكن است آنچه نخواهد بشود ، پس آن متعلّق بگذشته و آينده خواهد بود ، و آن از جنس كلام است . ابو هاشم گويد : آن معنايى است در خاطر انسانى كه توافق با اين قول مىكند . و الجمعة و الجمعة : دو لغت‌اند و جمع آنها جمع و جمعات است فراء گويد : در آن لغت سوّمى مىباشد و آن جمعه بفتح ميم است مثل ضحكه