الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

6

تفسير مجمع البيان (فارسى)

و از روش روايت شده ( يوم يدع الداعى ) با ياء در وصل ، و ابو جعفر و ابو عمرو هر دو را با اثبات ياء در وصل قرائت كرده‌اند ، و ديگران بدون ياء در وصل خوانده در وقف و بتحقيق قول در مثل اين گذشت . و ابن كثير ( الى شيء نكر ) را بتخفيف خوانده و ما بقى ( نكر ) با دو ضمّه قرائت كرده‌اند . اهل عراق غير عاصم ( خاشعا ابصارهم ) خوانده و ديگران ( خشعا ) قرائت كرده ، و در شواذ قرائت حذيفه ( و قد انشق القمر ) آمده و در قرائت مجاهد و مجدرى و ابن قلابه ( الى شيء نكر ) ضبط شده است . دليل اين قراءتها : كسى كه مستقر بجر خوانده آن را صفت براى امر قرار داده و آنكه به رفع خوانده آن را خبر براى كلّ امر قرار داده است . و امّا قرائت نكر ، پس آن بر وزن فعل و آن يكى از حروف و قرائتهايى است بر صفت اين وزن آمده و مانند آنست : ناقه اجد و مشيه سجح گويد : دعوا التخاجؤ و امشوا مشيّه سجحا * انّ الرجال ذوو عصب و تذكير يعنى : مجادله و ممانعت را كنار گذاريد و به سهولت و مدارا برويد ، كه مردان صاحبان تعصّب و حميّتند . و كسى كه ( نكر ) مخفف خوانده مثل : رسل و كتب ، و ضمّه در تقدير ثبات است ، و كسى كه ( خاشعا ابصارهم ) خوانده ، پس او هم چنان كه علامت تأنيث را ملحق نكرده ، جمع هم نياورده و چه خوبست كه مؤنث نياورد ، چون كه تأنيث حقيقى نيست ، و هر كس كه ( خشعا ) خوانده ، پس اثبات كرده چيزى را كه دلالت بر جمع مىكند و حال آنكه آن بر لفظ مفرد است و دلالت كند