الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
18
تفسير مجمع البيان (فارسى)
( خُشَّعاً أَبْصارُهُمْ ) يعنى خاشعة ابصارهم يعنى خوار و ذليل است در موقع ديدن عذاب ، و البتّه ابصار و ديدگان را توصيف بخشوع و ذلّت نمود براى اينكه خوارى خوار و ذليل يا عزّت عزيز و محترم در نظرش معلوم و روشن و ظاهر در چشمش مىشود . ( يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ ) يعنى از قبرهايشان ( كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ ) كه گويا ايشان ملخهاى پراكنده هستند ، و مقصود اينست كه ايشان از گورهاى خودشان بيرون ميآيند در حالى كه از شدّت ناراحتى برخى از ايشان داخل در برخى ديگر ميشوند ، و بعضى مخلوط به بعضى ديگر ميگردند در حالى كه هدف و مقصودى براى هيچ يك از آنها نيست كه آن را قصد نمايند چنانچه ملخ هم هدفى ندارد ، پس همواره پراكنده در هر سمت و طرفى هستند . حسن گويد : ملخ در شب مىچسبد به زمين يا ديوار يا هر چيز ديگر تا آنكه آفتاب بر آن بتابد و پراكنده شود ، پس معنا اينست كه ايشان در گورشان ساكنند ، پس هر گاه خوانده شدند بيرون ميآيند و متفرق ميشوند . و بعضى گفتهاند : كه آنها را تشبيه بملخ نمود براى كثرت و زيادى ايشان است ، و در اين آيه دلالت است بر اينكه بعث و انگيزش روز قيامت بر همين بدن و جسم خواهد بود ، زيرا كه در گورستان و گورها همين ابدان و اجسادند بر خلاف عقيده آنان كه خيال كردهاند كه بعث و معاد روحى براى ارواح ، خواهد بود « 1 » .
--> ( 1 ) - مترجم گويد : دربارهء معاد و روز رستاخيز معتقدين به آن دو - دستهاند : 1 - آنهايى كه ميگويند : معاد روحى و آنها عدهاى از فلاسفه و متصوّفه و برخى ديگرند .