الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
16
تفسير مجمع البيان (فارسى)
آيه و معجزه دارد در دنيا تا اينكه استدلال كند براى مردم به سبب آن بر صحّت نبوت خودش و شناخته شود صدق و راستى راستگو در حال انقطاع - تكليف و زمانى كه مردم در آن مضطرّ بمعرفت ميباشند نيازى بمعجزه نيست و براى اين خداوند سبحان فرمود ، و ميگويند آن سحر مستمر است و در وقت نمى گويند كه معجزه نيست سحر است ( پس اين آيات صريح در معجزه و شقّ القمر است نه اينكه از اشراط ساعت باشد كه براى اضطرار و ناچارى گفتهاند ) ( وَ كَذَّبُوا ) يعنى تكذيب كردند آيه و معجزهاى را كه مشاهده كردند . ( وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ ) و در تكذيبشان پيروى كردند هواهايشان و آنچه را كه شيطان ، زينت داده بود برايشان از باطلى كه ايشان بر آن بودند . ( وَ كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ ) قتاده گويد : پس خير مستقر باهل خير بر مىگردد و شر مستقرّهم باهل شرّ بر ميگردد ، و مقصود اينست كه هر امرى از خير و شرّ مستقر و ثابت خواهد بود تا به صاحبش پاداش داده شود يا در بهشت يا در آتش . كلبى گويد : معنايش اينست كه براى هر امرى حقيقتى است آنچه را كه از آن مربوط به دنيا باشد ، پس در دنيا ظاهر شود و آنچه را كه مربوط به آخرت باشد ، پس به زودى شناخته مىشود . ( وَ لَقَدْ جاءَهُمْ ) يعنى : و هر آينه البتّه آمد اين گروه كفّار را ( مِنَ الْأَنْباءِ ) يعنى از اخبار بزرگى كه در قرآنست بكفر كسانى كه در پيشين بودند از امّتها و هلاك كردن ما ايشان را ( ما فِيهِ مُزْدَجَرٌ ) يعنى متعظ و آن به معناى مصدر يعنى و ازدجار و امتناع از كفر و تكذيب پيامبران ( حِكْمَةٌ بالِغَةٌ ) يعنى قرآن حكمت كامل و تامّه ايست كه بغايت و نهايت كمال و تمام رسيده است . ( فَما تُغْنِ النُّذُرُ ) يعنى : چه چيز است كه پيامبران و رسولان را نفع