الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

23

تفسير مجمع البيان (فارسى)

نبود ، رفتيم تا بالاى شهر مكه و پيامبر خدا ( ص ) وارد درهء حجون شد ، و دائره‌اى براى من ترسيم فرمود و به من دستور داد كه وسط آن دائره بنشينم ، و فرمود : از اين دائره بيرون نمىشوى تا من به سويت باز خواهم گشت . حضرت رفت تا اينكه در نقطه‌اى ايستاد ، و قرآن را بازكرد ، و اطراف حضرتش را سياهىهاى بسيارى فرا گرفت كه ميان من و حضرت فاصله شدند ، بطورى كه ديگر صداى حضرت را نمىشنيدم ، آن گاه سياهىها رفتند ، و مانند پاره‌هاى ابر قطعه قطعه شده مىرفتند تا آنكه عدّه‌اى از آنان باقى ماند ، و حضرت با طلوع فجر از كار خود فراغت يافت ، و به راه افتاده پيش من آمد . حضرت از من پرسيدند آيا چيزى مشاهده كردى ؟ گفتم : آرى مردان سياهى را مشاهده مىنمودم كه لباسهاى سفيدى به پاهاى خود پيچيده بودند . فرمودند : اينان جنّيان أهل نصيبين بودند . علقمه از عبد اللَّه روايت مىكند كه من در شب جن همراه رسول خدا ( ص ) نبودم ، ولى بسيار دوست داشتم كه با حضرت مىبودم . و از ابن عبّاس روايت شده است كه تعداد جنّيان هفت نفر بود ، و از نصيبين بودند كه رسول خدا ( ص ) آنان را بعنوان قاصد خود بسوى اقوامشان روانه كرد . زرّ بن حبيش گويد : جنّيان نه نفر بودند كه يك نفر از آنان زوبعه نام داشت . و محمّد بن منكدر از جابر بن عبد اللَّه روايت كرده است گفت : هنگامى كه رسول خدا ( ص ) سورهء الرحمن را بر مردم مىخواند ساكت بودند و چيزى نمىگفتند ، حضرت فرمودند : هنگامى كه من بر جنّيان آيهء ( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ) ؟ را مى - خواندم آنان از شما بهتر جواب مىدادند ، مىگفتند : ( لا و لا بشىء من آلائك ربّنا نكذّب ) « 1 » .

--> ( 1 ) - تفسير على بن ابراهيم قمى ج 2 ص 299 ( . . . سبب نزول اين آيه