الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

19

تفسير مجمع البيان (فارسى)

اين بتها كه مورد پرستش هلاك شدگان قرار مىگرفتند و آنان گمان مىكردند كه به منظور تقرّب جستن به خدا آنان را مىپرستند - آنان را يارى مىنمودند ؟ ولى بتها بياريشان نشتافتند ، زيرا اين استفهام ، استفهام انكارى است . « بَلْ ضَلُّوا عَنْهُمْ » يعنى : در آن هنگام كه بت‌پرستان نياز به كمك داشتند خدايانشان ناپديد گشتند ، و موقع نزول عذاب بمالشان سودى نداشتند . « وَ ذلِكَ إِفْكُهُمْ » يعنى : و اين عمل كه خدايانى به غير از اللَّه مىپنداشتند دروغ و افتراء آنان بود . « وَ ما كانُوا يَفْتَرُونَ » يعنى : دروغ مىگفتند كه آنان را خدا بر ميشمردند ، آن گاه خداوند بيان مىكند كه در ميان جنّيان هم مانند بشر مؤمنان و كافران وجود دارد و مىفرمايد : « وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ » يعنى : اى محمّد ! ياد آور آن هنگام كه جماعتى از جنّيان را بسوى تو فرستاديم تا به قرآن گوش فرا - دهند . بعضى گفته‌اند : يعنى ما جنّيان را از شهرهاى خودشان با توفيق و لطف و عنايت منصرف كرديم و بسوى تو گسيل داديم . و از ابن عبّاس و سعيد بن جبير نقل شده است يعنى : جنّيان را از استراق سمع با شهابهاى آسمانى منصرف ساخته بسوى تو گسيل داديم ، در حالى كه بعد از حضرت عيسى ( ع ) جنّيان از استراق سمع ممنوع نبودند ، و لذا گفتند : اين حادثه‌اى كه در آسمان اتّفاق افتاده است و ما از استراق سمع بازداشته شده‌ايم نيست مگر بخاطر آنكه در روى زمين اتّفاقى رخ داده است ، و بدين منظور به زمين آمده در جستجو شدند تا آنكه در ( بطن نخله ) در راهى كه حضرت بسوى عكاظ مىرفت و در حال خواندن نماز صبح بود خدمت حضرت رسيدند ، و از حضرت قرآن شنيدند و در كيفيّت نماز خواندن حضرت توجّه نمودند ، و روى