الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
21
تفسير مجمع البيان (فارسى)
ترجمه : پس نويدش داديم به پسرى بردبار . پس چون رسيد با او سعى را ، گفت اى پسرك من ، همانا ديدم در خواب كه تو را ذبح مىكنم ، پس بنگر تا چه مىبينى ، گفت اى پدر بكن آن چه را فرمان شدهاى به زودى بيابى مرا اگر خدا بخواهد از شكيبايان . پس هنگامى كه تسليم شدند و افكندش به پيشانى . و خوانديمش اى ابراهيم . همانا راست آوردى خواب را ما اين چنين پاداش دهيم نيكوكاران را : همانا اين است همان آزمايش آشكار . و فديه داديمش به ذبحى بزرگ . و باز گذارديم بر او در آيندگان . سلام بر ابراهيم . بدينسان جزا دهيم نيكوكاران را . همانا اوست از بندگان ايمان آورندهء ما . و مژده داديمش به اسحاق پيامبرى از شايستگان . و مبارك گردانيديم بر او و بر اسحاق و از دودمان آن دو است نيكوكار و ستمگر آشكار بر خود . قرائت : ما ذا ترى - كلمهء ( ترى ) به سه گونه قرائت شده : اول - با ضمّ ( تا ) و كسر ( راء ) و اين قرائت اهل كوفه غير از « عاصم » است ، بنا بر اين قرائت دو كلمهء ( ما - ذا ) بمنزلهء اسم واحد و محلا منصوب و مفعول ( ترى ) مىباشد ، و ممكن است كلمهء ( ما ) مبتداء و ( ذا ) به معنى ( الذى ) بوده و محذوف ( صله ) به آن باز مىگردد و در اين صورت فعل ( ترى ) منقول از ( رأى زيد الامر ) مىباشد و مانند فعل ( اعطيت ) جايز است كه به يك مفعول اقتصار كرد . « ابن جنّى » گويد : آن كه ( ما ذا ترى ) به ضم ( تا ) و كسر ( ياء ) قرائت كرده مقصودش چنين است : ( بنگر چه چيز بر تو القاء شده و در خاطرت قرار مىگيرد ) دوم - با فتح ( تا ) . « ابو على » گويد : در اين قرائت مفعول كلمهء ( ترى ) يكى از دو چيز است يا ( ما ذا ) مىباشد كه در اين صورت اين دو كلمهء ( ما )