الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

18

تفسير مجمع البيان (فارسى)

قالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْياناً ( گفتند بنا كنيد براى او بنيانى را ) « ابن عباس » گويد : ديوارى را از سنگ به طول سى ذراع و به عرض بيست ذراع ساخته و آن را از آتش پر كردند و اين است كه خداوند مىگويد : فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ ( پس افكندند او را در آتش ) زجاج گويد : هر آتشى كه به روى هم انباشته شود آن را ( جحيم ) گويند ، و گفته‌اند مراد از ( جحيم ) آتش بزرگ مىباشد . فَأَرادُوا بِهِ كَيْداً ( پس اراده كردند به او نيرنگى را ) يعنى حيله و تدبير به كار بردند تا ابراهيم را در آتش بسوزانند و نابود كنند . فَجَعَلْناهُمُ الْأَسْفَلِينَ ( پس قرار داديم ايشان را پست‌ترين ) به اين كه ايشان را هلاك كرده و ابراهيم را به سلامت نجات داده و نيرنگ آنان را از او باز گردانيديم . و گفته‌اند مقصود اين است كه ايشان بر ابراهيم اشراف پيدا كرده و چون نگريستند ، او را سالم يافتند و بر ايشان محقق شد كه حيلهء آنان در ابراهيم اثر نگذارده و دانستند كه مغلوب شده‌اند . وَ قالَ ( و گفت ) ابراهيم إِنِّي ذاهِبٌ إِلى رَبِّي ( همانا من رونده هستم بسوى پروردگارم ) . « ابن عباس » گويد : من مهاجر هستم بسوى پروردگارم كه از ديار كافران هجرت كرده و به سرزمينى كه خدايم امر كرده ميروم و آن « سرزمين مقدس » است . « قتاده » گفته است : من با كردار و نيت خود بسوى خوشنودى پروردگارم مىروم . سَيَهْدِينِ ( به زودى هدايتم كند ) يعنى خدايم مرا هدايت كند از اين - پس به مكانى كه رفتن به آنجا را امر كرده است . قتاده گويد : ابراهيم اول كسى بود كه هجرت كرده و « لوط » و « ساره »