الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

10

تفسير مجمع البيان (فارسى)

شرح لغات : شيعه - اين كلمه را به گروهى مىگويند كه از رهبرى پيروى كنند ، ولى در عرف مردم ، شيعه عبارت است از كسانى كه از ( على عليه السلام ) پيروى كرده و به طرفدارى از آن حضرت با دشمنان او مبارزه كرده و پس از او از فرزندان او كه جانشين آن حضرت بوده‌اند پيروى كرده‌اند . « ابو بصير » از « حضرت صادق » ( ع ) نقل كرده كه فرمود : تهنيت ميگويم شما را به اين نام ! گفتم به كدام نام ؟ فرمود : به نام شيعه ! عرض كردم كه مردم ما را به اين نام عيب و سرزنش مىكنند ! فرمود آيا نشنيده‌اى سخن خداوند را دربارهء « ابراهيم » ( ع ) كه مىفرمايد : ( ان من شيعته لابراهيم ) و مىفرمايد : ( و استغاثه الذى من شيعته على الذى من عدوّه ) ، « و يارى خواست از موسى آن كه از شيعيان او بود بر آن كه از دشمنانش بود - قصص - 15 » . راغ - كلمهء ( روغ ) به معنى ميل كردن است از جهتى به جهت ديگر ، و گفته مىشود ( راغ - يروغ - روغا - روغانا ) كه به معنى برگشت و انحراف است و ( رواغ ) حيله‌گر و منحرف را گويند . « عدى بن زيد » گويد : ( حين لا ينفع الرواغ و لا ينفع الا المصادق التحرير ) « هنگامى كه نفع ندهد حيله‌گران و منحرفان - و نفع ندهد مگر درستكار زبردست » اعراب : آلهة - اين كلمه بدل از ( افكا ) بوده و ( افكا ) مفعول فعل ( تريدون ) است . فَما ظَنُّكُمْ - حرف ( ما ) مبتداء و كلمهء ( ظنكم ) خبر آن است . ضربا - اين كلمه مصدر فعل محذوف است و تقدير چنين است ( يضربهم ضربا ) و حرف ( باء ) در كلمهء ( باليمين ) متعلق به همين فعل محذوف است . يزفون - اين كلمه حال است از كلمهء ( اقبلوا ) .