الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
21
تفسير مجمع البيان (فارسى)
( ثعلب ) گويد : از اينكه كتاب و عترت به ( ثقلين ) نام گذارى شده براى آنست كه عمل نمودن به احكام و فرامين آن دو كه در حقيقت فرامين خداوند است سنگين و پر ارزش است . و بعضى ديگر گفتهاند كه اعراب در اصطلاح خود بهر چيز پر ارزش و نفيس ، ( ثقل ) ميگويند و از اينكه قرآن و عترت را ( ثقلين ) گفتهاند براى بزرگداشت
--> ( اين حديث به خوبى آگاهى پيامبر را از آينده امت نشان ميدهد ، گويا پيامبر انحرافات مردم را بعد مرگ خويشتن كه بدست جمعى از جاه طلبان انجام خواهد گرفت ، ميديد و براى توجه بيشتر مردم اين نوع جملهها بسيار ميفرمود و مخصوصاً با تحقق اجتماع تاريخى غدير خم كه هنوز چند ماهى بيش نگذشته بود پيامبر بهنگام وفات به منظور تحكيم امر خلافت على ع خواست كتباً بنويسد اما بنا بنقل شيخ مفيد جملهاى كه از زبان ( عمر ) صادر شد و موجب اختلاف گرديد ، باعث شد تا پيامبر ( ص ) براى جلوگيرى از اختلاف چيزى ننويسد ولى زباناً سفارش نمود . در اين باره مىتوان بمتون تاريخى شيعه و كتابهاى معتبر حديثى و تفسيرى اهل سنت مراجعه نمود ، از جمله كتاب ( الصواعق ) ابن حجر عسقلانى ص 135 - ( كنز العمال ) هندى ج 1 باب الاعتصام بالكتاب و السنة - كتاب ( المستدرك ) حاكم نيشابورى جزء 3 ص 148 كتاب ( المسند ) امام احمد حنبل ج 3 ص 17 و 26 و 189 - ( المراجعات ) سيد شرف الدين عاملى - ( رسالة فى حديث الثقلين ) قوام الدين و شنوى و . . . . بنا بنقل ابن حجر كه خود از بزرگان اهل سنت است در كتاب الصواعق اين حديث از طريق بيست و چند تن از صحابه روايت شده است . از جمله : امام المتقين على بن ابى طالب ( ع ) امام حسن ( ع ) سلمان فارسى ابو ذر غفارى ابن عباس ابو سعيد جابر بن عبد اللَّه انصارى ابو هاشم بن تيهان حذيفة بن يمانى ابو رافع مولى رسول اللَّه ( ص ) حذيفة بن اسيد غفارى