الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

20

تفسير مجمع البيان (فارسى)

فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ ساجِدِينَ : همين كه ساحران اين منظرهء هيبت انگيز را مشاهده كردند ، مطمئن شدند كه غلبهء موسى و اژدها شدن عصا از جانب خداست و از دسترس بشر خارج است . از اينرو همگى به سجده افتادند . قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِينَ رَبِّ مُوسى وَ هارُونَ : ساحران جملگى گفتند : به خداى عالمين كه خداى موسى و فرعون است ايمان آورديم . قالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ : فرعون از راه تهديد به ايشان گفت : پيش از آنكه من به شما اجازه دهم ، به دو ايمان آورديد . او استاد و رئيس شماست كه فن جادوى را به شما آموخته است . خواهيد دانست كه به جرم اين پيشدستى چگونه شما را كيفر خواهم داد . لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ : كيفر شما اين است كه دستها و پاهاى شما را بطور مخالف قطع كنم ( يعنى دست راست را با پاى چپ يا بالعكس ) و علاوه بر آن همهء شما را بدار آويزم . قالُوا لا ضَيْرَ إِنَّا إِلى رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ : ساحران دلباخته ، در پاسخ وى گفتند : اينها براى ما زيانى ندارد . ما به پاداش خدا مىرسيم و او جزاى ايمان و شكيبايى ما را با نعمتهاى دائمى و فنا ناپذير خود عطا مىكند و بريدن دست و پا و بدار آويختن ناراحتى يك ساعته‌اى است كه به پايان مىرسد . حسن مىگويد : فرعون به كشتن و قطع دست و پاى احدى از ايشان توفيق نيافت . برخى گويند : اول كسى كه به قطع دست و پا دست زد ، فرعون بود .