الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

6

تفسير مجمع البيان (فارسى)

و فريب دهندهء واقعى شيطان است . فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ : خداوند بوسيلهء حجت‌هاى خود القاء شيطان را زايل مىكند . اين جمله براى تسلى خاطر پيامبر گرامى اسلام است . تا از تكذيب مشركين و جمله‌اى كه در مدح خدايان بتلاوتش افزودند ، ناراحت نشود . اما اگر مقصود ، آرزوى قلبى باشد ، معنى آيه اين است كه چون پيامبر بعضى از امور را در قلب خود آرزو كند ، شيطان در دلش وسوسه مىكند و او را بباطل ميخواند . لكن خداوند وسوسه و دعوت شيطان را باطل مىكند و او را ارشاد مىكند كه : بمخالفت شيطان پرداخته ، فريبكارىهاى او را نشنود . مرحوم سيد مرتضى بدنبال اين مطالب ميگويد : اما احاديثى كه در اين باب روايت شده ( و خلاف معنى فوق افاده مىكند ) مورد طعن و از نظر علماء حديث ضعيف است . وانگهى روايات ديگر مقام انبياء را از هر گونه نقصى منزه شمرده‌اند . آيا ممكن است گفته شود كه پيامبر خدا ( ص ) جملهء « تلك الغرانيق . . . » را به قرآن اضافه كرده باشد ، حال آنكه خداوند متعال در خود قرآن ميگويد : « كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ » ( چنين است كه قلب ترا به قرآن ثابت و استوار ميگردانيم : فرقان 32 ) « سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى » ( به زودى ترا بقرائت قرآن و اميداريم كه فراموش نكنى : الاعلى 6 ) ممكن است كسى بگويد : پيامبر بزرگ اسلام اين جملات را سهواً گفته است . لكن بايد دانست كه اين جملات از نظر وزن با آيات ديگر سوره هماهنگ است و بسيار بعيد است كه كسى از روى سهو اين چنين سخن بگويد . وانگهى از نظر ارتباط معنوى اين جملات با آيات ديگر هم انسان اطمينان حاصل مىكند كه نميتواند از روى سهو باشد . زيرا ما ميدانيم كه اگر قصيده‌اى خوانده شود ممكن نيست كه كسى سهو كند و شعرى به وزن ابيات قصيده و متناسب با معنى آنها بر زبان آورد . ممكن است همانطورى كه در بارهء شأن نزول . گفتيم ، مشركين اين جمله‌هاى اضافى را در حين قرائت پيامبر يا در حين نمازش القاء كرده باشند ، تا او را بغلط بيندازند .