الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

20

تفسير مجمع البيان (فارسى)

فرمان آمد كه بجاى اولت برگرد . موسى با اينكه سخت مىترسيد ، برگشت . قالَ خُذْها وَ لا تَخَفْ سَنُعِيدُها سِيرَتَهَا الْأُولى : آن گاه خداوند به او فرمود : اژدها را بگير و نترس كه ما او را به شكل همان عصاى نخست در مىآوريم . موسى جبهء پشمينه‌اى بر تن داشت كه دامن آن را شكافته بود . همين كه خداوند فرمان داد كه اژدها را بگيرد ، دست برد و دامن جبه را گرفت تا بوسيلهء آن اژدها را بگيرد . خطاب آمد تو گمان مىكنى اگر خداوند اژدها را اجازه داده بود كه به تو صدمه‌اى بزند مىتوانستى بوسيلهء دامن جبه خود را از صدمهء آن نجات دهى ؟ موسى گفت : نه . من ضعيفم و آدم ضعيف مىترسد . آن گاه دامن جبه را رها كرد و دست خود را در دهان اژدها فرو برد ولى با كمال تعجب مشاهده كرد گردن عصا در دست دارد . برخى گفته‌اند : اين عصا از چوب آس بهشتى بود كه پيامبران سلف از آدم ابو البشر به ارث برده بودند و شعيب آن را به موسى داده بود . وهب گويد : از درخت خاردارى ( عوسج ) بود به طول ده ذراع . يعنى به بلندى قامت موسى . وَ اضْمُمْ يَدَكَ إِلى جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرى : مجاهد و كلبى گويند : يعنى دست خود را زير بغل كن . برخى گفته‌اند : يعنى دستت را به - پهلويت بگذار و برخى گفته‌اند : يعنى دستت را در گريبانت ببر و جناح كنايه از گريبان است . رنگ پوست موسى ميان سفيدى و سياهى بود همين كه دستش را از گريبانش خارج كرد ، بقدرى سفيد و درخشان به نظر مىرسيد كه مثل ماه و خورشيد بلكه بقول ابن عباس شديدتر از خورشيد و ماه مىدرخشيد . بدون اينكه نقطهء سياه يا لكه‌اى در آن باشد . وقتى كه دستش را به جاى اول برگردانيد برنگ سابق خود برگشت و اين آيت ديگرى بود كه خداوند بعنوان سند و اعجاز نبوت و رسالت بوى عطا ميكرد . لِنُرِيَكَ مِنْ آياتِنَا الْكُبْرى : منظور ما اين است كه بزرگترين آيات خود را به تو نشان دهيم . در اينجا اگر « الكبر » گفته مىشد كه صفت همهء آيات باشد ، روا بود .