الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

34

تفسير مجمع البيان (فارسى)

ترجمه : و همچنين مردم را از حال آنها مطلع كرديم تا بدانند كه وعدهء خدا حق است و در بارهء قيامت ترديدى نيست . ( اين كار را هنگامى كرديم ) كه ميان خويش در بارهء كار آنها اختلاف كرده ، مىگفتند : بر آنها بنايى بسازيد . پروردگارشان بكارشان داناتر است و كسانى كه بر كار آنها غلبه يافته بودند ، گفتند : بر آنها مسجدى مىسازيم . خواهند گفت : آنها سه تن بودند و چهارمشان سگشان بود و گويند : آنها پنج تن بودند و ششم ايشان سگشان بود و تير بتاريكى مىافكنند و از غيب خبر مىدهند . و گويند : آنها هفت تنند و هشتم ايشان سگشان خواهد بود . بگو : پروردگارم به عدهء آنها داناتر است . جز كمى از مردم ، كسى عدهء آنها را نمىداند . در مورد آنها مجادله مكن ، مگر مجادله‌اى آشكار و در بارهء ايشان از هيچيك از اهل كتاب ، نظر مخواه و در بارهء هيچ چيز مگو كه فردا انجام مىدهم ، مگر اينكه خدا بخواهد و هر گاه فراموش كردى ، خدا را ياد كن و بگو : شايد پروردگارم مرا به چيزى هدايت كند كه از اين به صواب نزديكتر باشد . تعداد آيات : تعداد اين آيات چهارتاست . لكن برخى « الا قليل » را پايان آيهء 22 دانسته‌اند و برخى « غداً » را پايان آيهء 23 دانسته‌اند . لغت : عثر : اطلاع . اعثار : مطلع ساختن . عاثور : گودالى است كه براى شكار شير حفر مىكنند . مراء : جدال اعراب : إِذْ يَتَنازَعُونَ : ممكن است منصوب به « اعثرنا » يا به « ليعلموا » باشد . علت اينكه : در « وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ » واو آورده و در « رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ » و . . . نياورده اين است كه در اينجا جملهء « وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ » عطف است بر جملهء « سبعة » به تقدير