الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
28
تفسير مجمع البيان (فارسى)
- ترا به اين كار دسترسى نيست ، زيرا خداوند بهتر از تو - يعنى پيامبر گرامى را - از اين كار منع كرد و فرمود : لو اطلعت عليهم . . . معاويه گفت : - من اين كار را دنبال مىكنم تا از حال آنها اطلاع يابم . چند نفر مأمور اين كار كرد . آنها همين كه داخل غار شدند ، بادى سخت وزيد و آنها را بيرون آورد . « 1 »
--> ( 1 ) داستان اصحاب كهف ، در شهر افسوس واقع شده است . افسوس نام شهرى است در آسياى صغير نزديك دهنهء رود كايستر بفاصلهء چهل ميل به طرف جنوب شرقى ازمير واقع است . غار معروف ، در دو فرسخى همين شهر واقع و به صورت زيارتگاه و داراى احترام است . پادشاه معاصر اصحاب كهف ، « دقيانوس » يا « ذوقيوس » يا « دسيوس » ( Decius ) رومى است كه از سال 249 تا 251 ميلادى سلطنت داشته است . آن پادشاه كه اصحاب كهف ، در روزگار او از خواب بيدار شدهاند « تاودوسيوس صغير » امپراطور مسيحى دولت روم شرقى بوده كه از سال 408 تا 450 ميلادى سلطنت كرده و در روزگار اين پادشاه ، عقيدهء معاد روحانى و انكار معاد جسمانى رايج شده و حادثه اصحاب كهف براى ابطال اين عقيده و اثبات قدرت الهى بر معاد جسمانى بظهور پيوسته است . ( فرهنگ قصص قرآن ) چنان كه در متن بيان شد ، مفسران قرآن معتقدند كه غار رو به طرف شمال بوده است . بخصوص كه به نظر ايشان اين غار ، همان غار شهر افسوس بوده است و چنان كه گفتهاند غار مذكور رو به طرف شمال است . حضرت استاد علامهء طباطبائى معتقدند كه خصوصيات اين غار ، با غار اصحاب كهف ، مطابقت نمىكند ، زيرا از ظاهر قرآن بر مىآيد كه بعدها بر آن غار مسجدى بنا كردند ، در حالى كه در غار افسوس و حول و حوش آن اثرى از مسجد ديده نميشود . از اينرو ايشان ترجيح دادهاند كه مقصود غارى است در هشت كيلومترى عمان ، پايتخت اردن هاشمى كه روى آن به طرف جنوب و بالاى آن آثار كليساى بيزنطى است كه پس از غلبهء اسلام ، تبديل به مسجد اسلامى گرديده است . همچنين در جلو اين غار نيز مسجد ديگرى است كه سابقاً كليسا بوده و بارها تجديد بنا شده است . بر ديوار اين غار نقاشيها و خطوط يونانى غير خوانايى به چشم مىخورد . همچنين صورت يك سگ نيز بر ديوار غار منقوش است . تعدادى قبر نيز در كف غار موجود است كه تعداد آنها به هشت يا هفت قبر مىرسد .