الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
24
تفسير مجمع البيان (فارسى)
ايقاظ : جمع « يقظ » و « يقظان » يعنى بيدار . رقود : جمع « راقد » يعنى خواب . وصيد : محل بستن در . آستانه و جلو در . اعراب : إِذا طَلَعَتْ . . . فِي فَجْوَةٍ : مفعول دوم « ترى » . وَ هُمْ فِي فَجْوَةٍ مِنْهُ : حال . ذراعيه : مفعول « باسط » كه اگر چه به معناى ماضى است ، لكن حكايت حال است . المهتد : اين كلمه را در اينجا بدون ياء و در سورهء اعراف به ياء مىنويسند . حذف ياء در اسم جايز و در فعل جايز نيست زيرا در فعل اگر حذف شود علامت جزم است . لَوِ اطَّلَعْتَ : واو مكسور است . ضم آن نيز جايز است . فرارا : مفعول مطلق . رعبا : تميز . مقصود : اكنون خداوند متعال به شرح حال آنها در غار ، پرداخته ، مىفرمايد : وَ تَرَى الشَّمْسَ إِذا طَلَعَتْ تَزاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ ذاتَ الْيَمِينِ : اگر هنگام طلوع ، بخورشيد نگاه ميكردى ، ملاحظه ميكردى كه به سمت راست ، مايل شده است . وَ إِذا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذاتَ الشِّمالِ : و هنگام غروب ، در سمت چپ غار قرار مىگرفت و به اين ترتيب ، خورشيد هرگز ، پرتو خود را به داخل غار نمىتابانيد و از غار و ساكنانش ، منحرف بود . اين معنى از ابن عباس است . وَ هُمْ فِي فَجْوَةٍ مِنْهُ : آنها در فراخناى غار ، غنوده بودند . قتاده گويد : يعنى در فضاى غار . برخى گويند : منظور اينست كه داخل غار طورى وسيع بود كه اگر كسى