الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
20
تفسير مجمع البيان (فارسى)
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ : ما داستان آنها را بدون كم و زياد ، براى تو نقل مىكنيم . إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً : آنها جوانانى بودند كه بپروردگار خود ايمان آوردند و ما بر بصيرت آنها افزوديم و بلطف خود در راه ايمان ، آنها را استوارتر كرديم . خداوند آنها را جوان ناميده است ، زيرا جوانى ، دورهء شكوفا شدن ايمان است . برخى گفتهاند : جوانى دورهء بذل و بخشش و ترك آزار و اذيت و شكايت است . برخى گفتهاند : منظور ، ترك محرمات و داشتن خصال نيكوست . وَ رَبَطْنا عَلى قُلُوبِهِمْ : دلهاى آنها را با الطاف و خاطرات تقويت كنندهء ايمان محكم ساختيم ، در نتيجه تصميم قاطع گرفتند كه حق را آشكار سازند و در راه دين ثابتقدم و بر سختىها و دورى از وطن شكيبا باشند . إِذْ قامُوا فَقالُوا رَبُّنا رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ : اثر آن ايمان قوى ، هنگامى آشكار شد كه در برابر پادشاه جبار و هوسباز زمان خود ، دقيانوس - كه با بىشرمى كوشش ميكرد كه اهل ايمان را از دينشان باز دارد - به پا خاسته ، گفتند : پروردگار ما كه او را پرستش مىكنيم ، همانست كه آفريدگار آسمانها و زمين است . لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِهِ إِلهاً لَقَدْ قُلْنا إِذاً شَطَطاً : ما خدايى جز او نمىخوانيم و اگر جز او خدايى بخوانيم ، سخنى بر زبان آوردهايم كه از حق دور و نمونهء واقعى باطل است . هؤُلاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَوْ لا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطانٍ بَيِّنٍ : اينها همشهريان ما هستند كه به پرستش خدايانى غير از خداى يكتا پرداختهاند و در اين كارشان ، اسير تقليد كوركورانه شده ، هيچگونه دليلى بر صحت آن ندارند ! چرا اين چنين باشند و چرا بدنبال دليلى قانع كننده نباشند ؟ ! بدين ترتيب ، آيهء شريفه ، از تقليد كوركورانه ، مذمت مىكند و رهنمون