الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

195

تفسير مجمع البيان (فارسى)

مَقاماً وَ أَحْسَنُ نَدِيًّا : تميز نسبت . كَمْ أَهْلَكْنا : « كم » منصوب است به « اهلكنا » يعنى « كم قرناً اهلكنا » و تميز حذف شده است . فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمنُ مَدًّا : در اينجا فعل امر براى اخبار به كار رفته است . گاهى هم خبر براى امر به كار مىرود . مثل : وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ ( بقره 228 : زنان مطلقه بايد انتظار بكشند ) . ما يُوعَدُونَ : مفعول به براى « رأوا » إِمَّا الْعَذابَ وَ إِمَّا السَّاعَةَ : بدل از « ما يوعدون » مَنْ هُوَ شَرٌّ مَكاناً : اين جمله تعليق شده و « هو » ضمير فصل است ، لكن بهتر است كه « من » موصوله باشد تا جمله تعليق نشده باشد . در اين صورت « من » مفعول « يعلمون » و جملهء « هو شر » مبتدا و خبر وصلهء « من » مىباشد . مقصود : اكنون خداوند به شرح حال آنها در روز قيامت پرداخته ، مىفرمايد : وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها : همهء شما به جهنم وارد مىشويد . علما در بارهء معناى ورود دو نظر دارند : 1 - مقصود از وارد شدن ، رسيدن و اشراف بر آن است ، نه داخل شدن آن . اين قول از ابن مسعود و حسن و قتاده و مختار ابو مسلم است . اينان به اين آيه استدلال كرده‌اند : وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ ( قصص 23 : هنگامى كه به آب مدين رسيد ، مردمى در آنجا ديد كه مشغول آب دادن هستند ) و همچنين به آيهء فَأَرْسَلُوا وارِدَهُمْ فَأَدْلى دَلْوَهُ ( يوسف 19 : آبدار خويش بفرستادند و دلو خويش بينداخت ) وقتى كه مىگوييد : « وردت بلد كذا و ماء كذا » يعنى بفلان بلد يا فلان آب رسيدم ، خواه داخل آن شده باشيد يا نشده باشيد . در ضرب المثل‌هاى عربى آمده است كه : « ان ترد الماء بماء اكيس » يعنى : اگر با دانستن آب به آب برسى ، به احتياط نزديكتر است . زهير گويد : فلما وردن الماء زرقا جمامه * وضعن عصى الحاضر المتخيم