الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
6
تفسير مجمع البيان (فارسى)
فِيهِ شِفاءٌ : اين ضمير بقولى به عسل و بقولى به قرآن باز مىگردد . لِكَيْ لا يَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَيْئاً : « شيئاً » ممكن است منصوب باشد به « علم » يا به « يعلم » . بهر كدام منصوب باشد ، ديگرى مفعول لازم دارد . اولى مذهب سيبويه و دومى مذهب فراء است . بنا بمذهب سيبويه فقط يك مجاز لازم مىآيد . مقصود : اكنون خداوند بدنبال دلايل توحيد و صنعتهاى عجيب و حكمتهاى بديع ، مىفرمايد : وَ إِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعامِ لَعِبْرَةً : شما را در شتر و گاو و گوسفند ، پندى و عبرتى و راهنمايى است بر قدرت خداوند . نُسْقِيكُمْ مِمَّا فِي بُطُونِهِ مِنْ بَيْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍ لَبَناً خالِصاً : و از آنچه در شكم آنهاست از ميان سرگين و خون ، به شما شير خالص مىخورانيم . كلبى از ابن عباس روايت كند كه : هر گاه علف در معده قرار مىگيرد ، قسمت زيرين آن سرگين و قسمت ميان آن شير و قسمت فوقانى آن خون مىشود . خون در عروق و رگها ، و شير در پستان جارى مىشود و سرگين در معده ، مىماند ، بنا بر اين شير بطور خالص به پستان مىآيد و با هيچ مادهاى مخلوط نميشود . سائِغاً لِلشَّارِبِينَ : شير خالص در گلوى خورندگان جريان پيدا مىكند و براى آنها گواراست . كبد ، مواد را به نحوى كه مقتضى تدبير الهى است ، تقسيم مىكند . اين مطلب را خداوند بيان مىكند ، تا كسانى كه : منكر زنده شدن مردگان هستند ، توجه پيدا كنند كه خدايى كه قادر است شير سفيد را از خون و سرگين جدا كند ، مىتواند مردگان را نيز از زمين خارج سازد ، بدون اينكه بدنهاى آنها به يكديگر مخلوط شود . وَ مِنْ ثَمَراتِ النَّخِيلِ وَ الْأَعْنابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَراً : حسن گويد : يعنى ميوهء نخل و تاك نيز براى تو وسيلهء عبرت گرفتن است . برخى گويند : موصول حذف شده ، به تقدير « ما تتخذون » يعنى : ثمرات نخلها و تاكها چيزهايى هستند كه شما از آنها