الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
34
تفسير مجمع البيان (فارسى)
وَ جِئْنا بِكَ شَهِيداً عَلى هؤُلاءِ : و تو را اى محمد ، بر قومت و امتت ، گواه مىآوريم . اينكه پيامبر را جداگانه ذكر مىكند ، بخاطر تعظيم و تجليل اوست . وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ : قرآن را بر تو نازل كرديم ، تا بيان هر امر مشكلى باشد . يعنى براى اينكه هر امر مشكلى را كه از لحاظ شرعى مورد احتياج مردم باشد ، بيان كند ، زيرا هيچ چيزى نيست كه از لحاظ دينى مورد احتياج مردم باشد و در قرآن كريم تصريح به آن نشده باشد يا رجوع به بيان پيامبر و جانشينانش نداده باشد ، يا به اجماع امت واگذار نشده باشد ، بنا بر اين حكم همهء اينها از قرآن كريم استفاده مىشود . وَ هُدىً وَ رَحْمَةً : قرآن كتابى است كه مردم را برشد فكرى و روحى فرا مىخواند و براى مردم نعمتى است ، زيرا همهء احكام در آن آمده است و منجر به نعمتهاى آخرت مىشود . وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِينَ : علاوه بر اينها قرآن كريم مردم را بپاداش هميشگى و نعمت پايدار ، بشارت مىدهد . إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ : خداوند مردم را به عدالت و انصاف ميان مردم و معاملهء به اعتدال كه از افراط و تفريط و كجى و انحراف ، دور باشد ، امر مىكند . وَ الْإِحْسانِ : و همچنين مردم را امر مىكند كه به يكديگر نيكى كنند . كلمهء « احسان » جامع هر خيرى است . اغلب ، به معناى بخشش مال به كار مىرود . عطا و ابن عباس گويند : عدل ، توحيد و احسان انجام واجبات است . برخى گويند : عدالت در كارها و احسان در سخنهاست ، بنا بر اين بايد جز به عدالت كار نكرد و جز بنيكى سخن نگفت . برخى گويند : عدالت اين است كه انصاف كند و پاداش بخواهد و احسان اين است كه انصاف كند و پاداش نخواهد . وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى : همچنين شما را امر مىكند كه دربارهء خويشاوندان نيكى كنيد .