الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

8

تفسير مجمع البيان (فارسى)

از آنها استفاده كنند ، حالا استفاده‌هايى كه مردم ميگيرند ، ممكن است حلال و ممكن است حرام باشد . اين تعبير ( تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَراً وَ . . . ) شبيه : تَتَّخِذُونَ أَيْمانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ است ( همين سوره 92 : سوگندهاى خود را به صورت نيرنگ به كار مىبريد . ) إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ : مردمى كه عاقل باشند ، از دلالت درخت خورما و انگور بر قدرت خداوند ، استفاده مىكنند . منظور اين است كه همانطورى كه شيرهء خورما و انگور ، بصورتهاى مختلف ، جدا مىشود مورد استفاده قرار مىگيرد ، انسان نيز پس از مرگ و اختلاط با خاك ، بار ديگر بقدرت كاملهء الهى ، از خاك جدا مىشود . و اوحى ربك الى النحل : حسن و ابن عباس و مجاهد گويند : يعنى خداوند به زنبور عسل الهام كرد . حسن گويد : مقصود از وحى ، اين است كه بر حسب غريزه ، در نهاد زنبور عسل نيرويى قرار داده است كه در نهاد ديگر موجودات نيست . ابو عبيده گويد : وحى در كلام عرب ، به چند وجه است : 1 - وحى نبوت 2 - الهام 3 - اشاره 4 - نوشتن 5 - اسرار وحى نبوت ، مثل : أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ ( شورى 51 : يا اينكه رسولى بفرستد و به او وحى كند . ) وحيى كه به معناى الهام است . مثل وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ . وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى ( قصص 7 : بمادر موسى الهام كرديم . ) وحى به معناى اشاره ، مثل فَأَوْحى إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا ( مريم 11 : به آنها اشاره كرد كه تسبيح كنند ) . مجاهد گويد : يعنى به آنها اشاره كرد . و ضحاك گويد : يعنى به آنها نوشت . وحى به معناى راز گفتن ، مثل يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً ( انعام 112 : آنها سخن غرور آميز را در نهان با يكديگر راز و نياز مىكنند . ) در نظر عرب ، اصل وحى اين است كه انسان مطلبى را پوشيده ، به ديگرى