الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
23
تفسير مجمع البيان (فارسى)
و رفاه قومى را تغيير نمىدهد ، جز اينكه آنها حالات نفسانى خود را تغيير دهند و هنگامى كه خداوند ارادهء كيفر قومى كند ، مانعى در برابر ارادهاش نيست و جز خداوند كسى آنها را فرياد رس و سرپرست ، نخواهد بود . قرائت : ابو البرهسم كه صاحب قرائتهاى نادر است « له معاقيب من بين يديه و رقباء من خلفه يحفظونه بامر اللَّه » قرائت كرده است . « معاقيب » جمع « معقبه » و ياء عوض از قاف دوم است و جملهء « يحفظونه بامر اللَّه » به تقدير « يحفظونه مما يحاذره بامر اللَّه » است . يعنى او را بامر خداوند از آنچه مىترسد حفظ مىكنند . يكى از علماى ادب ( ابن جنى ) گويد : قرائت مشهور ( يحفظونه من امر اللَّه ) بنا بر - اين است كه « من امر اللَّه » مرفوع و صفت « معقبات » باشد . يعنى : او را تعقيب كنندگانى است از امر خداوند كه او را حفظ مىكنند . نه اينكه : او را تعقيب كنندگانى است كه او را از امر خداوند حفظ مىكنند و اگر اينطور معنى كنيم « من امر اللَّه » در محل نصب خواهد بود . از امام صادق ( ع ) روايت شده است : « له معقبات من خلفه و رقيب من بين يديه يحفظونه بامر اللَّه » و از على ( ع ) و ابن عباس و عكرمه و زيد بن على « يحفظونه بامر اللَّه » روايت شده است . لغت : غيض : فرو رفتن مايع و كم شدن آن است . شاعر گويد : غيضن من عبراتهن و قلن لى * ما ذا لقيت من الهوى و لقينا يعنى : از اشكهاى خود كاستند و مرا گفتند از عشق چه ديدى و چه ديديم ؟ متعالى : عالى ، يعنى خداوند برتر از ثناى هر ثناخوانى است . برخى گفتهاند : متعالى يعنى مقتدرى كه احدى نتواند با او رقابت كند . سارب : به شتاب رونده سرب : آبى كه از مشك مىريزد . ذو الرمه گويد : ما بال عينك منها الماءِ ينسكب * كأنه من كلى مفرّية سرب يعنى : چرا از چشم تو آب جارى است ؟ گويى آبى است كه از مشكهاى شكافته