الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
16
تفسير مجمع البيان (فارسى)
تعداد آيات : از نظر كوفيان ، شمارهء آيات ، به ترتيب فوق سه تاست و از نظر ديگران ، « لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ » پايان آيهء پنجم و بنا بر اين تعداد آيات ، چهارتاست . قرائت : أ اذا كنا : ابو جعفر ، « اذا كنا » بدون همزهء استفهام و « انا » را به يك همزهء طولانى قرائت كرده است . وى هر جا كه دو استفهام جمع شود ، اولى را حذف مىكند ، به جز در سورهء « صافات » و « واقعه » . نافع و يعقوب و سهل ، در چنين مواردى همزهء استفهام اول را باقى مىگذارند ، بجز در سورهء « نمل » و « عنكبوت » جز اينكه قالون از نافع و زيد از يعقوب ، همزه را مثل ابو جعفر به مدّ مىخوانند . كسايى نيز تنها استفهام اول را باقى مىگذارد ، به جز در سورهء « نمل » وى در عين حال هر دو همزه را تلفظ مىكند . آنان كه هر دو جمله را با استفهام خواندهاند ، محل « اذا » را منصوب به فعل مقدرى دانستهاند كه جملهء « ا انا لفى خلق جديد » بر آن دلالت مىكند ، زيرا از اين جمله « نبعث » استفاده مىشود . در حقيقت مثل اينكه گفته شده است : « ا نبعث اذا كنا ترابا » . در صورتى كه استفهام بر سر جملهء دوم در نيايد نيز محل « اذا » منصوب است به فعل مقدرى كه از جملهء مذكور استفاده مىشود . در صورتى كه جملهء اول را بدون استفهام بخوانيم نيز عامل « اذا » فعل مقدر خواهد بود . لغت : عجب و تعجب : روى آوردن چيزى كه سبب آن معلوم نيست به انسان . اغلال : جمع غل ، طوقهايى است كه بوسيلهء آنها دست را به گردن مىبندند . استعجال : طلب تعجيل نسبت به امرى . منظور از تعجيل ، جلو انداختن چيزى است از وقت خود . سيئه : خصلتى است كه خوش آيند نيست ، نقيض آن « حسنه » است كه خوش آيند مىباشد . مثلات : كيفرها . جمع « مثله » بفتح ميم و ضم ثاء . برخى اين كلمه را « مثله »