الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

61

تفسير مجمع البيان (فارسى)

« إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَحِيمٌ » اين دنبالهء سخن نوح است كه به آنها گفت : براستى كه پروردگار من آمرزنده و مهربان است . « وَ هِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبالِ » كشتى نوح و همراهانش را بر روى آب ميبرد در ميان امواجى كه در بزرگى و ارتفاع چون كوه‌ها بود . و اينكه امواج را بكوهها تشبيه فرموده دليل است بر اينكه يك موج نبوده بلكه موجهاى بسيارى بوده است . و حسن گفته : آب بقدرى بالا آمد كه سى ذراع بالاتر از قلهء كوه‌ها بود . و ديگرى گفته : پانزده ذراع بالاتر بود . و بگفتهء برخى : كشتى نوح روز يازدهم رجب حركت كرد و شش ماه روى آب بود تا همهء زمين را گردش كرد و در هيچ كجا نايستاد ، و چون به مكه رسيد در جاى كعبه هفت بار طواف كرد ، و خداى سبحان خانهء كعبه را بالاى آب قرار داده بود ، سپس كشتى هم چنان پيش رفت تا بكوه جودى كه در سر زمين موصل بود رسيد و در روز دهم محرم بود كه در آنجا توقف كرد . و بزرگان ما از امام صادق عليه السلام روايت كرده‌اند كه نوح عليه السلام در روز اول ماه رجب سوار كشتى شد و روزه گرفت و بهمراهان خود نيز دستور داد روزه بگيرند و هر كه آن روز را روزه بگيرد آتش دوزخ باندازهء مسير يك سال راه از وى دور گردد . « وَ نادى نُوحٌ ابْنَهُ » نوح پسرش را كه كنعان بود و بعضى گفته‌اند : نامش « يام » بوده صدا زد . « وَ كانَ فِي مَعْزِلٍ » و او در جايى قرار داشت كه از جاى توقف نوح فاصله داشت . و برخى گفته‌اند : يعنى از نظر دين و آئين با نوح فاصله داشت ، يعنى از دين پدر خود فاصله گرفته بود ، و نوح خيال ميكرد وى پيرو دين او است ، و به همين جهت او را صدا زد و برخى گفته‌اند : يعنى با كشتى فاصله داشت . « يا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنا وَ لا تَكُنْ مَعَ الْكافِرِينَ » پسر جان با ما سوار شو و با كافران مباش ، و نوح با اين جمله ميخواست او را سوار كشتى كند تا از غرق نجات يابد ، حسن گفته : وى با پدرش نوح از روى نفاق رفتار ميكرد و از اينرو پدرش او را صدا زد ( و نميدانست