الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
33
تفسير مجمع البيان (فارسى)
اينكه مردم را به پيروى خود ميخواندند ، كه يكى عذاب گمراهى است و ديگرى عذاب گمراه كردن و باز داشتن مردم از راه خدا . « ما كانُوا يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَ ما كانُوا يُبْصِرُونَ » در معناى اين جمله نيز چند وجه ذكر شده : 1 - عذاب آنها مضاعف گردد بخاطر آنكه اينان ميتوانستند بشنوند ولى نشنيدند و مىتوانستند به بينند ولى از روى عناد و دورى از حق نديدند كه لفظ « باء » را در اول جمله تقدير بگيريم و بگوئيم « بما كانوا يستطيعون . . . » بوده است ، چنانچه شاعر در شعر خود گفته : نغالى اللحم للاضياف نياً * و نرخصه اذا نضج القدور « 1 » كه در اصل « نغالى باللحم » بوده است ، و اين وجهى است كه فراء و بلخى گفتهاند ، و در حقيقت معناى چهارمى هم براى جملهء « يُضاعَفُ لَهُمُ الْعَذابُ » مىشود . 2 - اينان بخاطر آنكه شنيدن آيات خدا بر ايشان سنگين بود و تذكر و فهم آنها را خوش نداشتند بمنزلهء آن كسانى قرار گرفتهاند كه اصلا قدرت شنيدن نداشتند ، و چون ديدنشان نيز سودى براى آنها نداشت و از تدبر در آيات رو گردان بودند همانند كسانى بودند كه اصلا آيات خدا را نمىديدند ، و اين مانند همان شعرى است كه اعشى گفته : ودّع هريرة ان الركب مرتحل * و هل تطيق وداعاً ايها الرجل « 2 » و ما ميدانيم كه اعشى قدرت بر وداع را داشته اما از جهت اينكه وداع بر او گران و سنگين بوده يكسره قدرت بر وداع را از خود سلب كرده است . 3 - منظور خدايان و بتهاى آنها است كه خدايان آنها قدرت شنيدن و ديدن نداشتند و اين وجه از ابن عباس نقل شده و قدرى بعيد است .
--> ( 1 ) - گوشت نپخته را براى ميهمانان به قيمت گران خريدارى كرده و در ديگها پخته و از آنان پذيرايى ميكنيم . ( 2 ) - با هريرة وداع كن كه كاروان ميرود ، و آيا طاقت وداع دارى اى مرد !