الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

100

تفسير مجمع البيان (فارسى)

بود كه نميدانست اين افراد فرشتگان خدا هستند و ترس آن را داشت كه قوم وى كار آنها را برسوايى كشانند . و امام صادق عليه السلام ( در حديثى ) فرمود : هنگامى كه لوط در يكى از مزارع نزديك قريه مشغول زراعت بود فرشتگان خدا بنزدش آمده و بر وى سلام كردند . لوط كه خود را با افرادى خوش قيافه و سفيد پوش و عمامه‌هاى سفيد بر سر مشاهده كرد تعارف منزل كرد و خود جلو افتاد و آنها پشت سرش به راه افتادند ، در اينوقت لوط پيش خود گفت : چه كارى كردم ؟ اينان را بنزد قومى كه خود آشناى به وضع آنها هستم مىبرم ! از اينرو بدانها رو كرده گفت : اما شما بنزد بد مردمى ميرويد ، از آن سو خداوند بجبرئيل فرموده بود : قوم لوط را هلاك مكن تا وقتى كه لوط سه مرتبه ببدى آنها شهادت دهد . در اينوقت جبرئيل گفت : اين يك بار ، لوط به راه افتاد و براى بار دوم برگشته بدانها گفت : براستى كه شما بنزد مردم بدى از خلق خدا ميرويد ، جبرئيل گفت : اين دو بار ، و لوط همين كه بدروازهء شهر رسيد براى سومين بار برگشته بدانها گفت : شما بنزد مردم بدى از خلق خدا ميرويد ! جبرئيل گفت : اين سه بار . لوط وارد شهر شد و ميهمانان نيز پشت سرش وارد شده تا بخانهء لوط در آمدند ، زن لوط كه آنها را با آن هيئت نيكو ديد بالاى بام رفته و صدا زد ولى مردم نشنيدند از اينرو آتشى روشن كرد ، مردم كه دود آتش را ديدند شتابان به طرف خانهء لوط آمدند ، چنانچه خداى تعالى نيز فرموده : « وَ جاءَهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ » قتاده و مجاهد و سدى گفته‌اند : يعنى به منظور عمل زشت بسرعت آمدند ، و ابو مسلم گفته : همديگر را بدانسو سوق ميدادند . و ( روى قول اول ) در مورد كيفيت پيشنهادى هم كه لوط دربارهء ازدواج آنها با دختران خود كرد اختلاف است كه اين پيشنهاد چگونه بوده است ؟ اين پيشنهادها را به آنها در همان حال كفرشان نموده است چنانچه بعضى گفته‌اند كه در آئين لوط ازدواج زن مؤمنة با مرد كافر جايز بوده چنانچه در صدر اسلام نيز جايز بود و پيغمبر اسلام دختر خود را به ابى العاص بن ربيع داد با اينكه وى هنوز مسلمان نشده