الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
19
تفسير مجمع البيان (فارسى)
خودش و خوانندگانش اصول مذهبى را قبول دارند و آنها را بر همين اساس مخاطب قرار مىدهد . 2 - اينكه مقصود مؤلف ، از كتابش هم مخالف باشد و هم موافق . چنين مؤلفى دانش را از وجهه خاصى مورد توجه قرار مىدهد و تمام آرا و ادله را ذكر مىكند و پس از آنكه خواننده را در ميان آرا و دلايل مختلف بگردش در آورد ، نظر خود را هم ذكر مىكند . اين روش عمومىتر و از لحاظ خدمت به حق و اخلاص علمى بهتر است . كتبى كه بر اين اساس نوشته شده است ، از لحاظ اسلامى ، فايدهء عمومى دارد و بطائفهء خاص يا مذهب معينى ارتباط ندارد . مؤلفين كه تابع اين روش هستند ، با هم مختلفند . برخى با اخلاص تابع اين روش هستند و همواره با حق در حركتند . گاهى از مذهب خود پيروى مىكنند و گاهى از مذاهب ديگر . وقتى كه اقوال پيروان مذاهب ديگر را نقل مىكنند ، كمال امانت و دقت را رعايت مىكنند . تو گويى خود پيروان آن مذاهب هستند و در بارهء عقيده و رأى خود گفتگو مىكنند ، برخى هم به اين پايه از اخلاص نرسيدهاند . اينها نيز مراتبى دارند و بدترين مراتب آن ، اين است كه نويسنده ، مذهب خصم را با تحقير ياد كند و مخالفين را با القاب زشت نام ببرد . مىبينيم برخى از سنيان هنگامى كه مىخواهند از شيعه ياد كند ، مىگويند : « قال الروافض . . . » و هر گاه برخى از شيعه بخواهند از اقوال سنيان چيزى بنويسند ، مىگويند : « قال النواصب . . . » و هر گاه حنفىها بخواهند قولى از شافعيان نقل كنند ، مىگويند : « قال الشويفعيه . . . » اينها بر خلاف راه و رسمى است كه قرآن در مورد بحث و مناظره بما ياد داده و گفته است : بايد « بالتى هى احسن » باشد . ميخواهم بگويم صاحب مجمع البيان تا حد زيادى توانسته است ، اخلاص علمى خود را در برابر عاطفه مذهبى خود حفظ كند . او اگر چه كوشش مىكند كه وجههء نظر شيعه را در مسائل خلافى روشن كند و گاهى هم در اين راه ، تحت تأثير عواطف مذهبى