الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

6

تفسير مجمع البيان (فارسى)

جبريان صحيح بود ، حق با كفار بود كه آنچه كرده و گفته‌اند ، طبق مشيت خدا بوده و اطاعت ارادهء او كرده‌اند و حق با خداوند نبوده ، زيرا خود در آنها كفر آفريده و از آنها كفر خواسته است . اكنون اين نكته را بيان مىكند كه آنها براى اثبات عقيدهء خود نه دليلى عقلى دارند ، نه دليل سمعى . بديهى است كه چنين عقيده‌اى فاسد است : قُلْ هَلُمَّ شُهَداءَكُمُ الَّذِينَ يَشْهَدُونَ أَنَّ اللَّهَ حَرَّمَ هذا : به آنها بگو : گواهان خود را بياوريد تا شهادت دهند كه گفتار شما صحيح است و خداوند آنچه را شما حرام مىشماريد ، حرام كرده است . فَإِنْ شَهِدُوا فَلا تَشْهَدْ مَعَهُمْ : اگر شاهدى نيافتند و ناچار خودشان شهادت دادند ، تو با آنها شهادت نده ، زيرا شهادت آنها باطل است . پرسش چرا آنها را به شهادت دعوت كرده ، سپس پيامبر را از شهادت با آنها منع كرد ؟ پاسخ خداوند دستور داد كه آنها شاهدان عادلى بياورند كه به نفع آنها شهادت دهند ، بديهى است كه هر گاه چنين شاهدانى نيافتند و خواستند خودشان شهادت دهند ، پيامبر بايد شهادت آنها را نپذيرد و با آنها شهادت ندهد زيرا گفتار آنها صرف دعواست و از صواب بدور است . برخى گويند : دستور خداوند بود كه گواهانى از غير عرب بياورند . اما هيچ غير عربى بنفع آنها كه عقايدى مخصوص به خود داشتند ، شهادت نميداد . وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا : خطاب به پيامبر و مقصود امت است . يعنى به مذهب كسى كه تابع هواى نفس است ، معتقد نباش . مذهب ممكنست از جهاتى تابع هواى نفس باشد : يكى اينكه انسان از گذشتگان تقليد كند . ديگر اينكه هر شبهه‌اى را به خيال اينكه صحيح ست ، بپذيرد . در حالى كه اگر بعقل خود رجوع كند ، به باطل بودن آن پى مىبرد . ديگر اينكه براى فرار از زحمت دقت نكند و تابع مذهبى فاسد بشود . ديگر اينكه با مذهبى بزرگ شده و خو گرفته باشد