الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
9
تفسير مجمع البيان (فارسى)
اين جهان مىافزايد و از مدت دوران پس از مرگ تا قيامت او كم مىكند و اگر ناصالح باشد ، از عمر او كم مىكند و بر دوران بعدى مىافزايد . چنان كه مىفرمايد : « وَ ما يُعَمَّرُ مِنْ مُعَمَّرٍ وَ لا يُنْقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا فِي كِتابٍ » ( فاطر 11 عمر هيچكس زياد يا كم نشود ، جز اينكه در كتابى است ) 2 - جبائى و سعيد بن جبير و مجاهد گويند : منظور از اجل اول ، عمر انسان در دنيا و منظور از اجل دوم ، آخرت است ، زيرا مدت زندگى آخرت ، بى پايان است و جز خدا كسى نمىداند . اينكه مىگويد : اين مدت ، پيش خداوند معين است ، بخاطر اين است كه در « لوح محفوظ » در آسمان ، نوشته شده است . لوح محفوظ ، جايى است كه تنها خداوند ، در آنجا در بارهء خلق حكم مىكند . 3 - ابو مسلم گويد : مقصود از اجل اول ، اجل گذشتگان و مقصود از اجل دوم ، اجل آيندگان است . 4 - از ابن عباس روايت شده است كه : مقصود از اجل اول ، خواب است كه روح انسان در وقت خواب گرفته مىشود و در بيدارى باز ميگردد و مقصود از اجل دوم ، مرگ انسان است . مؤيد آن جملهء « وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى » است ( زمر 42 : آن را كه مرگش رسيده ، نگه ميدارد و ديگرى را تا وقت معين باز مىفرستد ) كلمهء « اجل » در اصل به معناى وقت است . « اجل حيات » وقتى است كه انسان در آن وقت زندگى مىكند و « اجل موت يا قتل » وقت مرگ يا قتل انسان است . اگر چه در مورد قتل ، اجل حقيقى انسان فرا نرسيده است و بعيد نيست كه اين تعبير مجازى باشد . در بعضى از اخبار آمده است كه : « صلهء رحم عمر را افزايش ميدهد و صدقه ، اجل انسان را به تاخير مىاندازد و خداوند اجل قوم يونس را به تاخير انداخت و . . . . » پس مانعى نيست كه به غير اجل حقيقى انسان هم اجل ، گفته شود . ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ : اين خطاب ، متوجه كفار است كه در بارهء قيامت ، شك