الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
70
تفسير مجمع البيان (فارسى)
3 - مقصود اين است كه آنها ترا دروغگو نمىيابند . در استعمالات عرب ، در نثر و شعر ، گاهى چنين معنايى اراده شده است . مثل : « قاتلناكم فما اجبناكم » يعنى : با شما نبرد كرديم و شما را ترسيده نيافتيم . اعشى گويد : اثوى و قصر ليلة ليزودا * فمضى و اخلف من قتيلة موعدا يعنى : شبى اقامت كرد تا از معشوقهء خود توشهاى برگيرد ولى از معشوقهء خود خلف وعدهاى ديد . ديگرى گويد : تريك بياض لبتها و وجها * كقرن الشمس افتق ثم زالا يعنى : سفيدى سينه و صورتش را همچون قرص خورشيد كه در نايابى ابر ، خودنمايى مىكند ، به تو نشان داد . اين معنى با هر دو قرائت ، سازگار است . منتهى با قرائت اول سازگارتر است . 4 - مقصود اين است كه آنها ترا امين و راستگو ميدانند و قصدشان تكذيب تو نيست . ميخواهند آنچه را از جانب خداوند بر تو وحى شده است ، تكذيب كنند . چنان كه ميفرمايد : « وَ لكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ » يعنى : ستمكاران منكر آيات خدا ميشوند ، و ميفرمايد : « وَ كَذَّبَ بِهِ قَوْمُكَ وَ هُوَ الْحَقُّ » ( انعام 66 ) يعنى قوم تو قرآن را كه حق است تكذيب كردند نه اينكه ترا تكذيب كردند . در روايت است كه ابو جهل به پيامبر عرض كرد : ما ترا متهم نمىكنيم . ما آنچه را آوردهاى تكذيب مىكنيم . 5 - مقصود اين است كه آنها ترا تكذيب نميكنند ، بلكه مرا تكذيب ميكنند ، زيرا تكذيب تو در حقيقت تكذيب من است . تو فرستادهء منى . هر كس ترا رد كند ، مرا رد كرده و هر كس ترا تكذيب كند ، مرا تكذيب كرده است . بدينترتيب خاطر پيامبر را آرامش مىبخشد . وَ لكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ : لكن مردم ستمكار ، بدون دليل و مدرك