الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
43
تفسير مجمع البيان (فارسى)
فتنه ، اختلاف است : 1 - يعنى : پاسخ آنها اين است كه مىگويند : به خدا ما مشرك نبوديم ، زيرا وقتى كه از آنها سؤال ميكنند كه : شركا كجا هستند ؟ در حقيقت آنها را امتحان ميكنند . پاسخ اين امتحان چيزى جز اين نيست كه بگويند : به خدا ما مشرك نبوديم . 2 - يعنى : عذر آنها اين است كه بگويند ما مشرك نبوديم . اين معنى از ابن عباس و قتاده و مروى از امام صادق ( ع ) است . 3 - زجاج گويد : اين آيه داراى معناى لطيفى است كه كسانى مىفهمند كه به رموز كلام آشنا باشند . خداوند متعال ، در اين آيات ، گفتگوهايى كه ميان پيامبر و مشركين ردّ و بدل شده بود و شيفتگى و دلبستگى ايشان را نسبت بشرك بيان كرد . بديهى است كه اين شيفتگى و دلبستگى سرانجام خوشى ندارد و عاقبت كار ، آنها به خود مىآيند و به بيهودگى رفتار خود و بىارزشى بتها پى مىبرند و از آنها تبرى ميجويند . خيلى عادى است كه هر گاه انسانى شخص گمراهى را دوست بدارد ، همين كه آن شخص دچار هلاكت و بدبختى شد ، از او نفرت پيدا مىكند . آن گاه به او مىگويند كه دوستى تو نسبت به آن شخص ، بخاطر اين بود كه شيفته و دلبستهء او شده بودى . پس فتنه در اينجا به معناى شرك و شيفتگى به بتهاست . مؤيد اين مطلب روايت عطا از ابن عباس است كه : مقصود از فتنهء آنها ، شرك آنها در دنياست . بازگشت اين معنى به حذف مضاف است . يعنى : عاقبت فتنهء آنها ( عاقبة فتنتهم ) جز اين نيست كه بگويند . . . . پرسش چگونه ممكن است در آنجا دروغ بگويند و قسم دروغ بخورند ، با اينكه آنجا دار تكليف نيست ؟ مردم بخاطر مشاهدهء حقايق و بر طرف شدن شك و ترديد و معرفت آنها نسبت به خدا ، ناگزيرند دست از كارهاى زشت بردارند . پاسخ معناى گفتار آنها اين است كه : ما بر حسب اعتقاد خودمان در دنيا مشرك نبودهايم . چه مشركين در دنيا معتقدند كه راه صواب مىپيمايند . از همين جهت است كه در آخرت